mansour piry khanghah
صدا کن مرا صدای تو خوب است صدای تو سبزینهی آن گیاه عجیبی ست که در انتهای صمیمیت حزن میروید بیا ذوب کن در کف دست من جرم نورانی عشق را و من در طلوع گل یاسی از پشت انگشتهای تو بیدار خواهم شد و آنوقت من مثل ایمانی از تابش استوا گرم تو را در سراغاز یک باغ خواهم نشانید (به باغ همسفران)
mansour piry khanghah
فمینیسم باور داشتن به حقوق زنان و برابری سیاسی، اجتماعی و اقتصادی زن و مرد است. فمینیسم مباحثهای است که از جنبشها، نظریهها و فلسفههای گوناگونی تشکیل شدهاست که در ارتباط با تبعیض جنسیتی هستند و از برابری برای زنان دفاع کرده و برای حقوق زنان و مسایل زنان مبارزه میکند. (ویکی پدیا)
mansour piry khanghah
ای دل همه اسباب جهان خواسته گیر....باغ طربت به سبزه آراسته گیر __ وآنگاه بر آن سبزه شبی چون شبنم .... بنشسته و بامداد بر خواسته گیر
mansour piry khanghah
استیو کانر – آزمایشی که در آن امکان شکستن سد سرعت نور و بهنوعی نقض بنیادیترین اصل فیزیک نسبیتی مطرح شده بود، از نخستین آزمون جدی خود سربلند بیرون آمد.
mansour piry khanghah
سخن در.پرده میگوم چو گل از غنچه بیرون آی......که بیش از پنج روزی نیست حکم میر نوروزی
mansour piry khanghah
مایه خوشدلی آنجاست که دلدار آنجاست.....میکنم جهد که خود را مگر آنجا فکنم
mansour piry khanghah
درکوی عشق شوکت شاهی نمی خرند.....اقرار بندگی کن و اظهار چاکری
mansour piry khanghah
عشق مثه یه گنجیشک میمونه ... اگه محکم بگیریش میمیره ... اگه شل بگیریش می پره ... پس سعی کن یه طوری بگیریش که آروم تو دستات خوابش ببره
mansour piry khanghah
برای خواب معصومانه عشق، کمک کن بستری از گل بسازیم برای کوچ شب هنگام وحشت کمک کن با تن غم پل بسازیم
mansour piry khanghah
با صدای بیصدا، مث یه کوه، بلند، مث یه خواب، کوتاه، یه مرد بود، یه مرد! با دستای فقیر، با چشمای محروم، با پاهای خسته، یه مرد بود، یه مرد!