چه کسی می پرسید
خانه ی دوست زمانی به پس کوچه ی تنهایی بود با دری باز،
و یک پنجره ی رو به خدا
باغچه ای داشت پر از اطلسی همدردی
بوی عطر دل پاک، همه جا حس می شد
تک درخت ته باغ،
پُر ز برگ دلِ خوش که به آهنگ نسیم سحری می رقصید
ولی امروز دگر خانه تهی ست
قفل نفرت بدرش بسته کسی
در پس پنجره اش پرده ی رخوت پیداست
بوی حسرت ز در و پیکر خانه جاری ست
خانه متروک شده از نم بیرحمی ها
تک درخت ته باغ،
شده مسموم ز هوای نفرت ...
دیر زمانیست که در این خانه کسی ننهادست قدم با دل باز
خانه دوست کجاست؟
شربتی از لب لعلش نچشیدیم و برفت / روی مه پیکر او سیر ندیدیم و برفت / گویی از صحبت ما نیک به تنگ آمده بود / بار بربست و به گردش نرسیدیم و برفت ... !/ [حافظ]
سلام شیرین منم مسعود کارداری
12 سال و 11 ماه و 21 روز و 20 ساعت و 55 دقيقه قبلاز يکى از پستات خوشم اومد ميخواستم بازنشر بزنم غيب شد رفتم تو پروفت هيچ پستى رو نديدم. قفله? يا چون با گوشى اومدم نديدم??!
12 سال و 11 ماه و 21 روز و 20 ساعت و 51 دقيقه قبل توسط موبایلبا کامپیوتر بیا شیرین
12 سال و 11 ماه و 21 روز و 20 ساعت و 50 دقيقه قبل