آرزوهای یک دختر ایرانی: كاش ازدواج هم مثل انتخابات بود چند تا نامزد توسط مادرم تاييد صلاحيت ميشدن ميومدن ازهنرها و برنامه هاشون ميگفتن، بعدش منم سرفرصت با بصيرت وآگاهي همسرمو انتخاب ميكردم وهر چهار سال يكبار،حماسه ديگری مي آفريدم امشب دخترای دنبالر منو کتک نزنن شانس آوردم .
چن وخ بود خواب بابامو نميديدم, تا اينکه چن شب پيشا دو شب پشت سر هم اومد به خوابم ولى با اخم نگام ميکرد و حرفم نميزد, ديروز پنشنبه بود براش شله زرد پختم پخشوندم, ديشب اومد به خوابم دستمو گرفت با هم رفتيم اينور اونور و کلى با هم حرفيديم انقد خووووشحالم که نگو. البت سهم شله زرد دنبالريونم همين ديشب فرستادم تو چن تا پست قبليم ميتونيد بريد ميل کنيد
من : ميشه بفرماييد انگيزه تون از زدن زير آب ساير كارمندان چيه ؟
اون : خوب براي اينكه جاي پاي خودمو سفت كنم
من : بعد اينكه سفت كردين چي ؟
اون : خو جاي پاي بقيه شل ميشه كله پا ميشن ......
من : بعد فكر نميكنيد اونا هم حال شما رو يه جايي بگيرن ؟
اون : چرا خوب بقيه هم بي كار نميشينن ميگيرن كلا شركت ما بگير بگيره ........
من : چطور ميتونيد صاف تو چشم همه نگاه كنيد و دروغ بگيد ؟
اون : به راحتي از يه نفر الگو گرفتم خو
من : از اينكه با زندگي آدمها بازي ميكني چه احساسي داري ؟
اون : احساس خوبي دارم .
من : چطوري با خودتون كنار مياييد ؟؟
اون : هر روز سر سجاده نماز ( كه رفتني به همه اعلام ميكنه داره ميره نماز ) از خدا تشكر ميكنم كه چنين هنرهايي رو تو وجودم قرار داده ........
من : براتون آرزوي موفقيت ميكنم
اون : منتظر باش به زودي مرحله بعدي زيرآب زنونتو اجرا ميكنم ..................
بنیامین : آخی شرمنده
شاید اگه صبر کنیم تکنولوژی انقد پیشرفت
کنه بتونیم از طریق ارتباط مجازی برای همدیگه غذا هم بفرستیم 
13 سال و 3 روز و 18 ساعت و 52 دقيقه قبلانشاالله
13 سال و 3 روز و 18 ساعت و 49 دقيقه قبلشیرین زیادیش که نه!!

13 سال و 3 روز و 18 ساعت و 41 دقيقه قبلدقت کن درشو باز کردم ریختم تو قابلمه!! نکته اینجاس ک نشستمشون!!!!!!!
آهان ........
اشکال نداره ویتامینش زیاد شده
مگه میکروبها دل ندارن خو 
13 سال و 3 روز و 18 ساعت و 31 دقيقه قبلدراین حد من کدبانو ام!!
13 سال و 3 روز و 18 ساعت و 26 دقيقه قبل