شيرين ( آليس در سرزمين ع...
توسط موبایل
زندگى کردن من مردن تدريجى بود.... آنچه جان کند تنم عمر حسابش کردند......
شيرين ( آليس در سرزمين ع...
توسط موبایل
وقتى يه دنيا حرف ته گلوم زنده به گور شدند و نتونستم يک کلمه به زبون بيارم, به سختى جلوى ريزش اشکامو گرفتم. رفت.......
شيرين ( آليس در سرزمين ع...
در لبانت هميشه زمزمهاي است كه نجواهاي عاشقانهي مرا فرياد ميكند؛ فريادي است كه زنجيريان شعر مرا آزاد ميكند؛ در لبانت سلطان مهرباني است كه بيداد ميكند........
شيرين ( آليس در سرزمين ع...
آمدهام و آماده؛ تمام زندگيام را آتش بزن تا سيگاري روشن كنم و ديوانهوار به تمام سوختههايم بخندم
شيرين ( آليس در سرزمين ع...
واژههايت هيولاهاي كوچك تنهايي منند؛ دل شير ميخواهد و طاقت مرد در خلوت به حرفهاي تو انديشيدن و زير آوار تلخ درون خـُـرد نشدن .........
شيرين ( آليس در سرزمين ع...
دیگه دارم به کفشاتم حسادت میکنم... آخه اونا باتو قدم میزنن ولی من تو حسرت دیدار تو موندم ...
شيرين ( آليس در سرزمين ع...
تابوتم فردا از کوچه ات میگذرد! چشم مپوشان، این مرده همان است که بیمار تو بود!
شيرين ( آليس در سرزمين ع...
تو تنهاییت را "شعر"میکنى... او"دود"... دیگرى "سکوت"... من رو بر میگردانم و با گوشه پیرهنم اشکهایم را پاک میکنم..
نهههههههههههههههههههههههههههههه
12 سال و 11 ماه و 7 روز و 9 ساعت و 6 دقيقه قبل8تا
12 سال و 11 ماه و 7 روز و 9 ساعت و 4 دقيقه قبل توسط موبایلاها

12 سال و 11 ماه و 7 روز و 8 ساعت و 59 دقيقه قبلماشاا... چش نخوری بزنم به تخته گلاب به روت ریاضیت قویه هاااااااااااا
ايهيم 2بار شمردم
12 سال و 11 ماه و 7 روز و 8 ساعت و 27 دقيقه قبل توسط موبایل