siavash raha
الین قلم حرف درد رادر دلم نوشته است دست سرنوشت خون ودرد راباگلم سرشته است،دردرنگ وبوی دل من است
siavash raha
قطارمیرود تومیروی تمام ایستگاه ها میروند ومن خیلی ساده ام که سالهای سال درانتظارتوهستم درکناراین قطارایستاده ام وهمینطوربه نرده های ایستگاه های رفته تکیه دادم...
siavash raha
هرکسی هم نفسم شد دست آخرقفسم شد دست آخرخارراهم شد
siavash raha
حالادیگه توروداشتن خیاله/دل اسیرآرزوهای محاله/غبار پشت شیشه میگه رفتی/ امادلم هنوز باورنداره
siavash raha
توسط موبایل
اگه بازم منو خواستی که ببینی /من همونجام پشت لبخند قدیمی...
siavash raha
به هرکی گفتم دوست دارم گفت برام شارژمیخری.....!
siavash raha
چه تراژدی غمناکی است زمانی که برای همه کست هیچ کس نباشی....
siavash raha
هیچوقت دل ادمای وکه گریشون بی صداست نشکنید چون این ادما هیچکیو ندارن که اشکاشونو پاک کنه
siavash raha
ان لحظه که از نیاز انسان/ نه کم از هوای حیوان/یک دانه ی طلای گندم /از تشت طلا گرانبها تر/در حادثه های ناگهانی /سالم ز مریض مبتلا تر/اسوده نباش که بی نیازی /یک آن دگر پراز نیازی/انجا که تو فرعون زمانی/در تیررس باد خزانی...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
یه روز سردپاییز گلدونتوشکستی/ مثل عروس گل ها توگل خونه نشستی....
siavash raha
قفسم رانشکن گر رهایم سازی بخدا خواهم مرد...من به زنجیر تو عادت دارم....
siavash raha
بی انصاف این گره بایک نگاه تو باز میشد ......تمام دندانهایم درد میکند.....
siavash raha
عوضی شاید نتونم تورو عوض کنم اما میتونم تعویض کنم(عملیات جنگ لفظی مخاطب فرضی)