siavash raha
برای خدایه دسته گل بگیر ببر چون عین بنده هاش نیست پشت میز...
siavash raha
بامن بودی امادلت بامن نبود/بامن بودی اماهدفت نابودی من بود
siavash raha
زمستان است ومستان بی قرارند/صفای سبزه زاران را چه کردی
siavash raha
حالیا افتاده ام چون گوی در چوگان عشق/می برد هرکجا که خواهد مست بی پیمانه را
siavash raha
منو به دست من بکش این گناهو به نام من بکن /اگر بزرگترین اشتباهتم
siavash raha
ناشناسی گفت:خالق تشنگی و آب یکی ست به سرچشمه شهوت بروید کاسه ای آب بر گیرید عشق راآب دهید تابماند شاداب تاکه پیوسته معطر باشد تانمیرد هرگز
siavash raha
عشق می ورزی خرابت می کنند/دوست می داری جوابت می کنند/کوه باشی استخوانت می کنند/ناله باشی در دهانت بشکنند
siavash raha
خجل ازروی باغبان هستی/دست پشت دست می مال
siavash raha
اگرچه خسته ودلتنگم ازشنیدن شعر/صفای یک غزل عارفانه ای ای دل
siavash raha
راه های تنگ و تاریک بلارا رفته ام/زین پس باید به شهر بی خیالی رو کنم