شما يادتون نمياد ما بچه بوديم همش اون خانوم مجري مهربونه بودا خانوم رضايي! ميگفت: شما... یه نیگا به دور و برمون مینداختیم بعد ميگفتيم: ما؟! ميگفت: بعله شما که نزديک تلويزيون نشستي، يکم برو عقبتر بشين! مام ميرفتيم عقب! بعد ميگفت: يکم عقبتر! آقا مام تا نزديکيهاي در ورودي ميرفتيم عقب که نکنه لج کنه کارتون نشون نده..! يعني يه همچين آدمای دوست داشتني اي بوديم ما..!