دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

sima

خسته تر از دیروزم کاش میشد گوشه ای نوشت خدایا خسته ام فردا بیدارم نکن.. درباره »
sima
زن
امتیاز: 1413

دنبال‌شدگان

(36 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(508 کاربر)

گروه‌ها

(5 گروه)

بازدید

sima
sima

دلــــ♥ــــم برای لمس نگاهت سخت دلتنگی میکند ...

sima
sima

سیب هم دیگر مرا وسوسه نخواهد کرد . . . تو باشی کا[!]ت من تمام وسوسه ها را سر به راه خواهم کرد !

sima
sima

آرام باش، توكل كن، تفكر كن، آستینها را بالا بزن، آنگاه دستان خداوند را می بینی كه زودتر از تو دست به كار شده اند...

sima
sima

نمی هراسم از اینکه این همه دعا میکنم اما تو نصیب باور خیالی من هم نمیشوی میدانم لحظه ی آخر سر میرسی درست جایکه خداوند نزدیک میشود یادت باشد خدا عاشقان را بی اندازه دوست دارد!!

sima
sima

در ســــتایش ِ چشــــمهایــت شــعری نــمیتوان گفت خاضـــعانه تنــها بــاید تماشـــا کــرد ، مســت شد ، رهــا شد ..

sima
sima

حتے از هَمین راه دور... شاید تو سُکـوت میـان کلاممــ ـ ـ بـاشـے... دیـده نمی شوی! امـــا مـن، تـو را اِحسـاس مـے كنمـ ... شایــد تــو... هَیاهـوی قلبـمــ ـ ـ بـاشـے ... شنیـده نمـے شوی... امـا مـن، تـو را نـفس مـے کشمـ ـ ـ ... دیوانه وار .

sima
sima

ساعتـــــهای نبودت روی مچــــم بستــــه نمی شوند ... حلقـــه می شوند دور گردنـــــــم ...!

sima
sima

دارم با نبودنـت كنار می آيـم فقط با بودنـت كنارش كنار نمی آيد دلـم بهانه های دنیا تو را از یادم نخواهد برد... من تو را در قلبم دارم نه در دنیا ...

sima
sima

می گویند : شاد بنویس ... نوشته هایت درد دارند! و من یاد ِ مردی می افتم ، که با کمانچه اش ، گوشه ی خیابان شاد میزد... اما با چشمهای ِ خیس ... !!

sima
sima

هر روز بر روی دلــــم می نویسم: " عاشــــقی تا اطلاع ثانــوی ممنــــــــوع " به رویـــــای با تـــــو بودن که می رسم دیــــگر بـــــار دلـــــم می لـــــرزد ...

sima
sima

آتش روشن کردم و عهد کردم تا خاموش شدنش دعایت کنم میدانم به آنچه میخواهی میرسی چرا که من هر بار یک هیزم اضافه میکنم...!

sima
sima

کـــاش جــدایــی تــو از مــن را هــم مــیدیدنــد بــی شــک اســکــار مــی گــرفــت بــازی ات بــا مـــن !

sima
sima

گاهی تو ... گـــــاهی یــــاد تـــــو ... گـــــاهی هـــــم غــــم تـــــو ... آخـــــر این “تـــــو” کـــــار مــــرا تمام می کنـــــد!

sima
sima

چـه اشـتـبـاه بـزرگـی سـت تـلـخ کـردن زنـدگـیـمـان بـرای کـسـی کـه در دوری مـا شـیـریـن تـریـن لـحـظـات زنـدگـیـش را سـپـری مـی کـنـد ....

sima
sima

وقتی می‌روی در را پشتِ سرت ببند! این خانه میهمانخانه نمی‌شود دیگر.

sima
sima

سکوت و صبوری ام را به حساب ضعف و بی کسی ام نگذار. دلم به چیزهایی پای بند است، که تو یادت نمی آید...!