sima
دلــــ♥ــــم برای لمس نگاهت سخت دلتنگی میکند ...
sima
عــاقــبــتـــــ از زخــم هــایـتــــــ راهــی بــدرونــتـــ مــی یــابــم...
sima
دیــروز رنگین کمان هفتــــ رنگــ بــود امـــروز هفــتـاد رنــگـــ. کـــاش فــقــطـ رنــگـــ عــوض مــی کــرد!
sima
برای دردهایم نشانه میگذارم ؛ تا یادم بماند کجا دست خدا را رها کردم ... !!!
sima
کجای قصه خوابیدی که من تو گریه بیدارم
sima
بخواب . . . وقتی فردا صبح بیدار می شوی دردهایت همان دردهای دیروزیند بخواب تا غم هایت چند ساعتی بخوابند
sima
دیشب با باران مسابقه دادم، او باريد و من گريه كردم، همراهش از تو حرف زدم، او دلتنگ خورشيد بود و من دلتنگ تو...
sima
کفش هایم را پنهان کرده ام.. جایی نمیروم نکند تو بیایی و من نباشم...!!!
sima
بعد از رفتن تو دیگر هیچ نخواهم نوشت منتظر واژ ه ها و کلمات من هستی ؟ نباش ..... با بغض که نمی شود حرف زد ....
sima
من تصوراتم از تو با " کــــــــاش " گره خورده، تو ، توقعاتت از من با " بایـــــــــد" ...
sima
زیاد هم لازم نیست هوای بغض و سکوتتان را داشته باشید اینجا تمام گوش ها ناشنوا است ...
sima
دیگر چشمانم بر قامت هر پنجره ای که رو به راه تو باشد زار می زنند گفته باشم عاشقانه هایم کم کم دارند نم می کشند دیگر خودت می دانی ...
sima
ایــن روز هـا ... سهم مــن از داشتــن تــو فقـط خـوابی ست کـه بـــرای آمدنت مــی بینــم... ..... آرام تر سکوت کن ! صداي بي تفاوتي هايت آزارم ميدهد ... !
sima
چــــه کـــاــمــهُ مـــظـــاـــومـــیــســـتــــــــ قـــســـمـــتــــــــــ هـــمــهُ تــــقـــصــیـــرهـــا را بــــــه عـــهـــده مـــی گـــیـــرد...
sima
دلَــمـْ هـوسِ مـزهـ ی تـ ـلـْــخـِ حـقـیـقـتـــْ رآ کـردهـْ... از ایـنـْ دروغـْ هــای شـیـریـنْ بیـــزآرمـْ
sima
دنیا شبیه چشمهای توست از مهر و قهرش هیچ کس سر در نیاوردهست.