sima
دلــــ♥ــــم برای لمس نگاهت سخت دلتنگی میکند ...
sima
لبخند که زد توي چال گونه اش افتادم پاي منطقم شکست ..! و من عاشق شدم
sima
هنوز هم چشمانم نگاهت را.. نگاهم لبــانت را.. و لبــانم لبانت را نشانه میرود در طلب یک بــوسه هنوز هم زیباست انتظار آغــوشت را کشیدن… حتی زیباتر از گذشته…
sima
دیـــوار اتـاقــم پــر از عکــس های دو نفـره ای سـت کـــه قــرار اســت بعــدا بینــدازیــم همــان بعدنــی کـه نیســت شــد در تقــویــم بودنــمان
sima
دستانت، حلقه میزنند به دور کمرم...! این تنها (پــرانتـز) دوست داشتنی ِ زندگی ِ من است ...
sima
هر وقت عشقــــت را سبــــک سنگيـــــن کردم ... غمـــش سنگيـــــن شد و مــــن سبـــــک ... ! خـــوب شد اين بـــــي عدالتــــــي تمــــــام شد !
sima
هر وقت کم می آورم می گویم اصلا مهم نیست! اما تو که می دانی نبودنت چقدر مهم است ...
sima
خــــــــــدايا خواستم بگويم تــنهايم اما... نـــــــــــگاه خندانت، مرا شــرمگين کرد چه کسي بــــــهتر از تو ...
sima
اینجــــــا کـــــه من رسیــــده ام … تــــــه دنیــــای بــــــی تــــــو بــــــودن است!!
sima
نـــبودنت داغم می کند! آنقدر که جای همه ی روزهای آخر سال بی آتش می سوزم ..
sima
راه که ميــروي هيـز ميکُنــد چشم هايم را رقص اندامت .. لامــصبـــ آرامتــر قدم بــردار ... دل است هــوس ميکنـد آغـوشت را ...
sima
گاهي دلم مي خواهد وحشــيانه غرورت را پاره کنم! قلب ترا در مشتم بگيرم و بفـشارم تا حال مرا لحظه ايي بفهمي...!
sima
خـسـتـهتـر از آنـم کـه لـيـوانـي چـاي آرامـَم کـنـد آغـوش ِ گـرم ِ تـو را مـيخـواهـم در جـنـگـلـي نـاشـنـاس وقـتـي کـه آسـمـان از لابـهلاي شـاخـههـا سـرک مـيکـشـد . .