sima
دلــــ♥ــــم برای لمس نگاهت سخت دلتنگی میکند ...
sima
به زندگیم پوز خند نزنید .... این بنده حقیر روزی کسی را داشتم که با تمام وجود صدایم میکرد "عشق "
sima
خواستـــم گلــه کنــم ، از نـا مهربانــی هایــت! امــا ... خـوب کــه فکــر میکنــم مـــن بی مقدمــه عاشــق تـــو شــدم! تقصیــر تــو نــیست .
sima
گاهی باید آرزوهایت را مثل قاصدک بگذاری کف دست و بسپاریشان به دست باد تا بروند و سهم دیگران شوند..
sima
تورا درمیان واژه ها گم کرده ام ... ای کاش کمتر میگفتم دوستت دارم...
sima
ياد گرفتم كه عشق با تمام عظمتش 2-3ماه بيشتر زنده نيست .... ياد گرفتم كه عشق يعني فاصله و فاصله يعني 2 خط موازي كه هيچگاه به يكديگر نميرسند ! ياد گرفتم كه در عشق هيچكس به اندازه خودت وفادار نيست .... و ياد گرفتم هرچه عاشق تر باشي ؛ تنهاتري ... !!!
sima
حادثه ؛ آغوش توست كه وقتي ندارمَش خبر نكرده ، جان ميگيرد ، دلتنگياَش ! ..... سپيده داودي
sima
به سلامتيِ سرنوشت! که نميشه اونو از "سر" نوشت.
sima
تلخ میگذرد این روزها را میگویم که قرار است از - تو -که آرام ِ جان ِ لحظه هایم بوده ای برای دلم یک انسان معمولی بسازم ...
sima
همانگونه که آمدم از خیالت پاک میشوم.. آرام بی صدا بی چراغ قول میدهم ذره ای صدای رفتنم آرامش سکوتت را بر هم نزند...
sima
دل تنگیت را دوست دارم دل تنگیت زیباست شاید تمام با تو بودن های من رویاست این با تو بودن را غنیمت می شمارم اخر که می دانم دلم تنهاست
sima
نشانی ام عوض نشده، هنوز در همان خانه ام ، فقط دیگر، زندگی نمی کنم
sima
بیا خودمان را بیش از این گول نزنیم وقتی قرار نیست که من در زندگیات پیدا شوم دیگر چه نیازیست به چشم گذاشتن تو؟ چشمهایت را باز کن زیبا لااقل بگذار آن غریبه با نگاه تو پیدا شود نگران دل من نباش من به این گم و گور شدنهای اجباری عادت دارم ....
sima
تمام برگ های دفترم تمام شد قلمم به پایان رسید دستم سست شد چه سرمشقی دادی به من ...؟ هنوز هم می نویسم : " دل دادن خطاست "