sima
دلــــ♥ــــم برای لمس نگاهت سخت دلتنگی میکند ...
sima
حساب ِ آخر ِ پاييـز بمانَد براي بعد...! امشب وقت داده اند ، به حساب ِ بوسه هاي ِ جا مانده برسيم ... سلام
sima
ریز می بینمت یلدا! کوچکتر از آنی که به پای شب ھای نبودنش برسی، آنقدرھا ھم سیاه نیستی، بلند نیستی، بی مرز نیستی، اگر می دانستی جمع می کردی بساط یلداییت را...
sima
من تمام راه را با سر ندوئیدم که تو را در آغوش او ببینم ...
sima
پشتِ دیوارِ دلم فال گوش ایستاده ای ، که چه ؟؟؟ جز زمزمۀ ...یادِ تو.. آوایی نیست.........
sima
حتی... رویاهایم گُر میگیرند شَرم میکنند و پر التهاب میشوند، هر زمان که یادت، از فضایِ خیالم میگذرد .....سلام بر همه
sima
به حرمت نان و نمکی که با هم خوردیم نان را تو ببر که راهت بلند است و طاقتت کوتاه نمک را بگذار برای من می خواهم این زخم همیشه تازه بماند..
sima
خدایا... توی این روزها فقط یه نگاه تو درد رو از دلم می بره... من برای این درد خیلی ضعیفم... دریابم.
sima
این دروغ است که می گویند دل به دل راه دارد... دل من غرقه به خون است دل او خبر ندارد...
sima
لیاقت می خواهد "شریک " شدن....!! تو خوش باش به همین "با هم " بودن های امروز , من خوشم به خلوت تنهایی ام ... !! تو بخند به امروز . . . , من میخندم به فرداهایت . . . . !!
sima
« دل » گرفتگی اش به کنار تنگی اش هم که خوب عادت شد مردگی اش هم بی خیال اما لامصب نگران است...
sima
سختترین لحظات زندگی ام جایی است که به خاطر دیگران لبخند میزنم.... و به خاطر تو از درون می گریم.... پس سهم خودم کجاست........!!!؟؟؟