Sina
زندگي يعني بازي. سه ، دو ، يک … سوت داور............ بازي شروع شد!!! دويدي ، دست و پا زدي ، غرق شدي ، دل شکستي ، عاشق شدي ، بي رحم شدي ، مهربان شدي… بچه بودي ، بزرگ شدي ، پير شدي سوت داورــــــ0?ــــــــــ بازي تمام شد... زندگي را باختي اشکاتو پاک کن همسفر گاهي بايد بازي رو باخت اما اينو يادت باشه باز مي شه زندگي رو ساخت
Sina
قاصدک شعر ِ مرا از بر کن برو آن گوشه ی باغ سمت ِ آن نرگس ِ مست و بخوان در گوشش ...و بگو باور کن یک نفر یاد ِ تو را لحظه ایی از یاد نخواهد برد - تقدیم با عشق
Sina
بچه ها شوخی شوخی به گنجشک ها سنگ میزنند ,گنجشک ها جدی جدی میمیرند آدمها شوخی شوخی به هم زخم میزنند , قلبها جدی جدی شکسته میشه تو شوخی شوخی به من لبخند زدی , من جدی جدی عاشقت شدم تو هم یک روز شوخی شوخی تنهام می زاری
Sina
هرگز اشتباه نکن اگه اشتباه کردی....تکرار نکن اگه تکرارکردی....اعتراف نکن اگه اعتراف کردی....التماس نکن اگه التماس کردی....دیگه زندگی نکن
Sina
دوست داشتن هميشه گـــفتن نيست گاه سکوت است و گاه نگــــــاه ... غـــــريبه ! اين درد مشترک من و توست که گاهي نمي توانيم در چشمهاي يکد يگــر نگــــاه کنیم
Sina
نداشتن تو یعنی اینکه دیگری تو را دارد.... نمی دانم نداشتنت سخت تر است.. ...یا تحمل اینکه دیگری تو را داشته باشد
Sina
همه ميگن كه تورفتي همه ميگن كه تونيستي همه ميگن كه دوباره دل تنگموشكستي چجوري دلت ميومد منواينجوري ببيني باستارهاچه نزديك منوتودوري ببيني همه ميگن كه عجيبه اگه منتظربمونم همه حرفاشون دروغه تاابداينجا ميمونم بي توواسمت عزيزم اينجاخيلي سوتوكوره ولي خب عيبي نداره دل من خيلي صبوره همه ميگن كه تورفتي همه ميگن كه تومردي همه ميگن كه تنتوبه فرشته هاسپردي....
Sina
من كه دلم هواي بادكنك شدن كرده بود دلم رابه نخي بستمو همانندبادكنكي به هوافرستادمش بادكنكي كه دلم هوايش راكرده بود تركيد . . . وحالاچه فرقي داره كه تاكجابالارفت چه فرقي داره كه نخ رهاشد يا پاره شد چه فرقي داره به تيرچراغ برقي خورده يابه نوك كلاغ كه تركيد چه فرقي داره كه بادكنكم چه شكلي يا چه رنگي بود مهم اين است كه بادكنك دلم تركيد . . . به همين سادگي!!
Sina
همه چیز را فروختم جز آن صندلی که جای تو بود ! شاید آن روز که برگشتی خسته باشی
Sina
تو ثروتمند نيستي مگر آنکه چيزي داشته باشي که با پول نتوان خريد.
Sina
ببین غمگین، ببین دلتنگ دیدارم... ببین خوابم نمی آید، بیدارم... نگفتم تا کنون، اما کنون بشنو: تورا بیش از همه کس دوست میدارم
Sina
وقتی دلتنگ شدی به یاد بیار کسی رو که خیلی دوستت داره ، وقتی نا امید شدی به یاد بیار کسی رو که تنها امیدش تویی ، وقتی ساکت شدی به یاد بیار کسی رو که به شنیدن صدای تو محتاجه
Sina
زندگی یعنی نا خواسته به دنیا امدن .مخفیانه گریستن .دیوانه وار عشق ورزیدن .و عاقبت در حسرت انچه دل می خواهد و منطق نمی پذیرد سوختن
Sina
چه طور يه دوستي خراب ميشه؟ هر دو دوست فکر ميکنند طرف مقابلشون گرفتاره و تماس نميگيرن چون فکر ميکنن نبايد مزاحم بشن وقتي زمان گذشت هردو فکر ميکنند بذار طرف مقابل تماس بگيره ? بعدش هرکدوم فکر ميکنند که چرا من اول تماس بگيرم؟ اينجاست آغاز تبديل عشقشون به نفرت نهايتا بدون هيچ تماسي از ياد هم غافل ميشن . وهمديگر و فراموش ميکنن ... پس تماستون رو با هم حفظ کنيد و اين داستان رو برايهمه بفرستيد نميخوام شما يکي از اين دو نفر باشي
ضمناً اگه قرارِ کسی انسان و بشناسه باید انسانِ متعالی و بشناسه نه افرادی مثه منو!!! انسان ارزشش بالاتر از این حرفاس رفیق،حتی اگه اخلاقِ سگی داشته باشه،چون اگه خودش و خدا بخوان همیشه میتونه دوباره آدم شه!
15 سال و 6 ماه و 12 روز و 9 ساعت و 24 دقيقه قبلمنظور همه نبود و این نشون میده در کل نوشته ها کلیت رو نشون میدن و معنی اصلیشون و رساناییشون مهمه .
15 سال و 6 ماه و 12 روز و 9 ساعت و 23 دقيقه قبلالبته نظر شما دو دوست عزیز هم بالای سر
منم مشکلم با کلیتِ مسالست،اگه منظورت خاص بود،مخالفت نمیکردم!
15 سال و 6 ماه و 12 روز و 9 ساعت و 20 دقيقه قبلحرفت درست - یعنی به نظرت منظور کلی به همه بود ؟
15 سال و 6 ماه و 12 روز و 9 ساعت و 3 دقيقه قبلنه منظورم این نیس،منظورم اینه توو این کلیتی که میگی انسانهای متعالیم هستن،اونایی که واقعاً انسان بودن،اونایی که ملائک بهشون سجده میکنن،من مشکلم اینه!
15 سال و 6 ماه و 12 روز و 8 ساعت و 57 دقيقه قبل