Sina
تو جاده زندگی قدم می زنم ... و تنها به یک چیز فکر می کنم ... رهایی از ( انتظار ) !!! و آرزو می کنم که از قافله انتظار ، روزی جا بمونم ... برای رسیدن به ( رهایی ) رسیدن به بهترین ( خوب بودن ها )
Sina
فقط یک امشب را در آغوشم بگیر بگذار برای آخرین بار گرمی دستت را حس کنم و مرا ببوس تا با هر بوسه ات به آسمان پرواز کنم به چشمانم خیره شو و نگاهم کن ...... نگاهم کن و چشمانم را ببین.... و بگذار دوباره در آغوشت به خواب روم…. خوابی عمیق.........
Sina
می نویسم د ی د ا ر تو اگر بی من و دل تنگ منی یک به یک فاصله ها رو بردار
Sina
شب بر همه به خیر و خوشی - من رفتم لا لا
Sina
همت انسان کوهها را از جا بر می کند و ارزش انسان به اندازه همت اوست
Sina
درد من تنهايي نيست؛ بلكه مرگ ملتي است كه گدايي را قناعت؛ بي عرضگي را صبر و با تبسمي بر لب اين حماقت را حكمت خداوند مي نامند
Sina
چگونه است که ما در این سر دنیا عرق میریزیم و وضعمان این است و انها در ان سر دنیا عرق می خورند و وضعشان ان است نمی دانم مشکل در نوع عرق است یا در نوع ریختن و خوردن ???
Sina
کاش توی زندگی هم مثل فوتبال، وقتی زمین می خوردی و از درد به خودت می پیچیدی، داور می اومد و از آدم می پرسید: می تونی ادامه بدی؟
Sina
خبر از من داري؟ خبر از دل تنگيهاي من چطور؟ و آن پروانه هاي شادي كه در نگاهم بودند خبرش رسيده كه مرده اند؟ هيچ سراغ دلم را ميگيري؟ ...كسي گفته كه ناي عاشقي ندارد؟ كسي خبر داده كه آب رفته ام از خستگي؟ مچاله ام از دلتنگي؟ میان ما هیچ قاصدکی در پرواز نیست وجدان تو راحت خبرهاي من به تو نميرسد
Sina
در دسترس نباشی بهتر است تا من پشت خط باشم و تو با دیگری ...
Sina
دوستان شب همه به خیر و خوشی
Sina
دوست یعنی وقتی جملههای ساده و بیمنظوری می گویی، خیالت راحتباشد که از آنها هیچ سوء تعبیری نمیکند