Sina
یه ضرب المثل هست که میگه : اگه خدا با ماست، پس کی با اوناست؟
Sina
فکرشو کن یه شب با هم یه گوشه ای تنها باشیم با چهار تا دیوار و یه سقف جدا از این دنیا باشیم من باشم و تو باشی و یه جفت دلهای بیقرا فرصت خوب انتقام از لحظه ای انتظار فکرشو کن عروسکم به اون شب پر التهاب چشمهاتو روی هم بذار ، امشب به یاد من بخواب فکرشو کن دستهای من رو قلب تو جون بگیره دل دل بیقرارتو، توو سی - نه آروم بگیره نه ساعتی باشه که شب سر بره و تموم بشه نه هیچ کسی سر برسه ، ثانیه ای هروم بشه چشمهاتو روی هم بذار ، امشب به یاد من بخواب
Sina
رفتم صندلی بخرم واسه کامپیوتر ، یارو گفت : راحت باشه؟ گفتم پَــــــــــ نَ پَــــــــــ خار داشته باشه.!!
Sina
سر امتحان برگه تقلبم و در آوردم دارم مینویسم ، مراقبه دیده میگه تقلبه؟؟ گفتم پَــــــــــ نَ پَـــــــــ دعای ابوحمزه ثمالیه.!!
Sina
به همسایه مون می گم تخم مرغ داری؟ می گه می خوای غذا درست کنی؟ می گم پَــــــــــ نَ پَــــــــــ می خوام بخوابم روشون تا جوجه بشن بفهمم مادر بودن چه حسی داره
Sina
کریس آنجل میاد رو لبه پشت بوم و تو هوا شناور میمونه پسر عموم میگه یا حضرت عباس این یارو شعبده بازه؟! میگم پَــــــــــ نَ پَــــــــــ اینو جبرعیل دسشون تو یه کاسس اینم برنامه ی فرشتگان خفنه !
Sina
میری مغازه می گی اقا یک ردبول بده میگه میخوای بخوری پَــــــــــ نَ پَــــــــــ میخام بریزم تو باک ماشین بابام تا پرواز کنه
Sina
گاهی در برابر خاطرات توقف کن و یادآور دوستیها و رفاقتها باش امیدوارم سهم من از این تجدید خاطرات یک یادت بخیر ساده باشد
Sina
خداوندا دوستانى دارم آيينه تمام نماى عشق، رسمشان معرفت، كردارشان جلای روح و یادشان صفای دل. پس آنگاه که دست نیاز به سوی تو میاورند پر کن از آنچه در مرام خدایی توست ...
Sina
قلب مرا آتش زدی هدیه به تو خاکسترش/ این دل وفادار تو بود اما نکردی باورش
Sina
شـــــــــاید دورے بـــــهـــــانه خــــــــوبے بـــــــراے بـــــــے خـــــــــبرے بــــــــاشه امـــــــــا دلــــــــــــیل خــــــــوبے بـــــــراے فـــــــرامـــــــــوشے نـــــیـــــســــت
Sina
به دوستم میگم دارم میرم دانشگاه پیش استاد میگه میری که پاست کنه؟
پــــَ نه پــــَ میرم ازش به خاطر سالها زحمت بی منت برای رهروان دانش این سرزمین تشکر کنم
Sina
بابام سر صبح میگه چشات چرا باد کردست؟ میگم رو پروژم کار میکردم میگه پروژه دانشگاه؟ میگم پــــَ نه پــــَ رو پروژه گوگل پلاس، مدیرعامل پروژه مریضه چند روز منو گذاشته سرپرست!
Sina
دارم غذا درست میکنم،بابام میگه خودتی؟پ ن پ خورزووووو خانه!