Sina
سر جلسه امتحان به مراقب میگم به استاد بگید بیاااد.میگه کارش داری؟ پــــَ نه پــــَ یه لحظه دلم شور زد میخوام ببینم سالمه با خیال راحت بقیه جوابارو بنویسم
Sina
رفتم گل فروشی،میگم ببخشید کاکتوس هم دارید، میگه واسه دکور میخواین؟ پــــَ نه پــــَ تو خونمون شتر پرورش میدیم، میخوام یه وقت احساس غربت نکنن حس کنن خونه خودشونه!
Sina
از دل درد دارم میمیرم و جلوی دستشویی دارم پیچ و تاب میخورم. بعد 2 ساعت یارو اومده بیرون میگه دستشویی داری؟؟ میگم نه دیدم فضای مناسب و دلبازیه اومدم موج مکزیکی تمرین میکنم.
Sina
بعد از اجرای طرح تفکیک جنسیتی در ایران، تنها نسل انسانهایی به حیات خود ادامه خواهند داد که توانایی گردهافشانی داشته باشند!
Sina
بیشه گمان مبر که خالیست شاید که پلنگ خفته باشد
Sina
چه کسی میخواهد من وتوما نشویم خانه اش ویران باد من اگرما نشوم تنهایم تواگرما نشوی خویشتنی
Sina
خدا در نگاه منتظر کسی است که به دنبال خبری از توست خدا در قلبی است که برای تو می تپد خدا در لبخندی است که با نگاه مهربان تو جانی دوباره می گیرد
Sina
به دنبال خدا نگرد خدا در بیابان های خالی از انسان نیست خدا در جاده های تنهای بی انتها نیست به دنبالش نگرد
Sina
گفتم:خدایا از همه دلگیرم ، گفت:حتی از من؟ گفتم:خدایا دلم را ربودند! گفت:پیش از من؟ گفتم:خدایا چقدر دوری! ......گفت:تو یا من؟ گفتم:خدایا تنهاترینم! گفت:پس من؟؟ گفتم:خدایا کمک خواستم! گفت:از غیر من؟ گفتم:خدایا دوستت دارم! گفت:بیش از من؟ گفتم:خدایا انقدر نگو من!! گفت:من توام،تو من
Sina
همیشه غمگین ترین و رنجورترین لحظات انسان توسط کسی ساخته می شود که شیرین ترین و شادترین لحظات را با او داشته است...
Sina
نه من بال سفر دارم نه امید نه من فکر گذر دارم نه تردید همه داراییم فکر سفر بود ولی افسوس عشقت بال من چید
Sina
چنان عشقت مرا دیوانه کرده که من را با دلم بیگانه کرده دگر در سینه من قلبی ندارم که در چشمان تو دل خانه کرده
Sina
و حالا من ز عشقت گشته ام دیوانه و مست چه احساسی برایم دارد این آتش، کف دست نمی خواهم دگر آن روزگار بی توی ِ سرد به آن عشقت تمام غصه هایم رخت بربست ...
Sina
سال ها پرسیدم از خود کیستم؟ آتشم؟ شورم؟ شرارم؟ چیستم؟ دیدمش امروز و دانستم کنون او به جز من ، من به جز او نیستم