دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Sina
مرد - مجرد
امتیاز: 708.4

دنبال‌شدگان

(70 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(121 کاربر)

گروه‌ها

(11 گروه)

بازدید

Sina
Sina

سر جلسه امتحان به مراقب میگم به استاد بگید بیاااد.میگه کارش داری؟ پــــَ نه پــــَ یه لحظه دلم شور زد میخوام ببینم سالمه با خیال راحت بقیه جوابارو بنویسم

Sina
Sina

رفتم گل فروشی،میگم ببخشید کاکتوس هم دارید، میگه واسه دکور میخواین؟ پــــَ نه پــــَ تو خونمون شتر پرورش میدیم، میخوام یه وقت احساس غربت نکنن حس کنن خونه خودشونه!

Sina
Sina

از دل درد دارم میمیرم و جلوی دستشویی دارم پیچ و تاب میخورم. بعد 2 ساعت یارو اومده بیرون میگه دستشویی داری؟؟ میگم نه دیدم فضای مناسب و دلبازیه اومدم موج مکزیکی تمرین میکنم.

Sina
Sina

بعد از اجرای طرح تفکیک جنسیتی در ایران، تنها نسل انسان‌هایی به حیات خود ادامه خواهند داد که توانایی گرده‌افشانی داشته باشند!

Sina
Sina

سلام و 100 درود به همه دنبالري هاي خودم ، بعد از 2 هفته دوري از دنياي نت دوباره برگشتم

Sina
Sina

بیشه گمان مبر که خالیست شاید که پلنگ خفته باشد

Sina
Sina

چه کسی میخواهد من وتوما نشویم خانه اش ویران باد من اگرما نشوم تنهایم تواگرما نشوی خویشتنی

Sina
Sina

خدا در نگاه منتظر کسی است که به دنبال خبری از توست خدا در قلبی است که برای تو می تپد خدا در لبخندی است که با نگاه مهربان تو جانی دوباره می گیرد

Sina
Sina

به دنبال خدا نگرد خدا در بیابان های خالی از انسان نیست خدا در جاده های تنهای بی انتها نیست به دنبالش نگرد

Sina
Sina

گفتم:خدایا از همه دلگیرم ، گفت:حتی از من؟ گفتم:خدایا دلم را ربودند! گفت:پیش از من؟ گفتم:خدایا چقدر دوری! ......گفت:تو یا من؟ گفتم:خدایا تنهاترینم! گفت:پس من؟؟ گفتم:خدایا کمک خواستم! گفت:از غیر من؟ گفتم:خدایا دوستت دارم! گفت:بیش از من؟ گفتم:خدایا انقدر نگو من!! گفت:من توام،تو من

Sina
Sina

همیشه غمگین ترین و رنجورترین لحظات انسان توسط کسی ساخته می شود که شیرین ترین و شادترین لحظات را با او داشته است...

Sina
Sina

نه من بال سفر دارم نه امید نه من فکر گذر دارم نه تردید همه داراییم فکر سفر بود ولی افسوس عشقت بال من چید

Sina
Sina

چنان عشقت مرا دیوانه کرده که من را با دلم بیگانه کرده دگر در سینه من قلبی ندارم که در چشمان تو دل خانه کرده

Sina
Sina

و حالا من ز عشقت گشته ام دیوانه و مست چه احساسی برایم دارد این آتش، کف دست نمی خواهم دگر آن روزگار بی توی ِ سرد به آن عشقت تمام غصه هایم رخت بربست ...

Sina
Sina

سال ها پرسیدم از خود کیستم؟ آتشم؟ شورم؟ شرارم؟ چیستم؟ دیدمش امروز و دانستم کنون او به جز من ، من به جز او نیستم