درود ...خیلی زیبا هستن....
بعضا ادمو تحریک به کل کل نوشتاری میکنن...
برای همینم میشه که قطعه ای مرتبط چه از خودم چه از شعرای عزیز دیگه ای ارسال دیدگاه شما میشه و البته خواهد شد از جانب من ...
اولین باری که عشقم فهمید سیگار میکشم ،مثل بارون بارید . . . با گریه قسمم داد ” توروخدا دیگه نکش توروخدا ترکش کن ” صداش توگوشمه هنوز ! اما من هنوزم که هنوزه دارم میکشم . . . آخه چون اونم قسم خورده بود ، که ترکم نکنه ولی رفت . . . . . . !
زندگی انگارتمام صبرش رابخشیده است به من! هرچه من صبوری میکنم اوبابی صبری تمام؛ هول میزندبرای ضربه بعد!! کمی خستگی درکن لعنتی.... خیالت راحت،خستگی من به این زودی هادرنمیشود!..