amir
خوشم میاد هیچ کس بهم محل نمی زاره .سلام بچه ها.معرفت داشته باشین جواب سلام منو رو بدین
amir
چـرا سـاکـت نـمـی شـوی؟ صـدای نـفـس هـایـت در آغـوش او از ایـن راه دور هـم آزارم مـی دهـد… لــعــنــتــی… آرامـتـر نـفـس نـفـس بـزن!
amir
این روزها چقدر دلم برایت تنگ می شود… کسی نمی داند چرا… کسی نمی پرسد چرا… اما من سخت آشفته ام… و چقدر بی تاب… می گویند این روزها عاشقی هم پیشه ای است نو… اما من عاشقی پیشه نکرده ام… من پیشه ام عاشقی است… از آن روز که ابتدایی نداشت… من سال هاست که عاشق تو هستم… یادت می آید آن روزهای سرشار از شادی را… آه که چقدر خسته ام… و کسی نمی فهمد… و نمی خواهد که بفهمد… مدتی است که می خواهم عاشقت نباشم… مگر می گذارد دل… چقدر دلم برایت تنگ است…
amir
دنیا را بغل گرفتیم… گفتند امن است، هیچ کاری با ما ندارد… خوابمان برد… بیدار که شدیم، دیدیم آبستن تمام دردهایش شده ایم!
amir
امروز دختر ۱۰ ساله ای مادر شد… امروز دختری در ماشین شیشه دودی با پسری همخواب شد… امروز دختری در التماس چشمانش در چهار دیوار زن شد… امروز مادری در مقابل پسر سه ساله اش با مردی همخواب شد… امروز عشق دختر باکره را با اسکناس سبز سنجیدند… امروز دلم برای امروزم گرفت… نمیدانم دنیای شما کثیف است یا چشمان من فاحشه؟!
amir
سلام بچه ها. وقت بخیر.خوب هستید.
amir
گرگه ميره در خونه شنگول و منگول در ميزنه ، مامانشون ميگه بيا تو بچه ها نيستن
amir
از یه کچل می پرسن اسم شامپوت چیه؟ می گه من شامپو لازم ندارم از شیشه پاک کن استفاده می کنم!
amir
من حسینم … پناهیم . خودمو میبینم ، خودمو میشنوم ، خودمو فکر میکنم تا هستم جهان ارثیه ی بابامه سلاماش، همه ی عشقاش، همه ی درداش، تنهاییاش …وقتیم نبودم ، مال شما . اگه دوست داری با من ببین یا بذار باهات ببینم با من بگو ، یا بذار با تو بگم سلامامونو ، عشقامونو ، دردامونو ، تنهاییامونو .. حسین پناهی
amir
بچه ها فردا ظهر مراسم عقدی در دنبالر برگزار می شود حضور شما باعث شادی ما میشود.اسم عروس و داماد سوپرایز است
amir
اقا من میخوام از کشور خارج بشم.کی یارانه ی منو میخواد؟
amir
بچه ها یه سوال؟سرعت اینترنت شما چطوره؟مال من که انگار سرورش زغالیه. دارن توش زغال می ریزن
amir
چرا ترک کنم سیگار لعنتی را که فریاد میزند نبودنت را؟ که در دست میگیرم بدن نرمش را جای دستهای سردت که کام میگیرم از لبان گرمش جای لبهای سردت که حس میکنم بودنش را … درونم که می فشارد ریه هایم را و ذره ذره می پوساند لبهایی را که لمس می شد روزی با دستانت به این هم عادت کردم مثل تو بیجاره دلم… با هر که لحظه ای نشست عاشقش شد و درد دلهایش را باور کرد اما نمی دانست که این روزها دیگر وفا معنایی ندارد
amir
بچه ها ما رفیتم.روز بخیر .مراقب خودتون باشید
سلام امیر تو هم مثل من درس داری بعد یه چیزی مثل این دسته نمی زاره
14 سال و 3 ماه و 17 روز و 3 ساعت و 32 دقيقه قبلsalaaaaaaam
14 سال و 3 ماه و 17 روز و 3 ساعت و 28 دقيقه قبلای جانم .سلام .مرسی.یه خورده به زندگی امیدوارم شدم.وای چقدر خوشحالمممممم
14 سال و 3 ماه و 17 روز و 3 ساعت و 24 دقيقه قبلسلام عزیزم .نه عزیز ما دیگه اخرای عمرمونه.همه ی کارهای زندگیمون رو کردیم دیگه کاری ندارین نشستیم پای دنبالر
14 سال و 3 ماه و 17 روز و 3 ساعت و 20 دقيقه قبل
14 سال و 3 ماه و 17 روز و 3 ساعت و 19 دقيقه قبل