sizou_h
ما نیز برویم و بدرود میگوییم باشد که شبی پر از ستاره برایتان باشد
sizou_h
شدیدترین و آزار دهنده ترین تنهایی،تنهایی است که با فردی دیگر آغاز میشود
sizou_h
خدایا گر تو درد عاشقی را میکشیدی،تو هم زهر جدایی را به تلخی میکشیدی،اگر چون من به مرگ آرزوها میرسیدی،پشیمون میشدی از اینکه عشق رو آفریدی
sizou_h
به یاد داشته باشید که از دست رفتن اعتماد یک لحظه طول میکشد و به دست آوردن دوباره آن یک عمر
sizou_h
دنیای ما پر از دست هایست که خسته نمیشوند از نگه داشتن نقاب
sizou_h
"انسان نباید هیچوقت از اینکه در اشتباه بوده است، خجل و شرمسار باشد، هر چه که باشد، امروز عاقلتر از گذشته شده است."
sizou_h
خداوند هیچوقت به حال خود رهایمان نمیکند
sizou_h
دوتارفیق بودن یکیشون فراری میشه دوماه میره خونه رفیقش مهمونى بعددوماه میره سرمحل یه دخترخوشگل ردمیشه بهش تیکه میندازه یکی بهش میگه بابا اين خواهر كسيه كه دوماه خونشون بودى بعد ميره پيشه رفيقش ميبينه داره مشروب ميخوره ميگه رفيق شرمنده من خواهرتو نشناختم بهش تيكه انداختم رفيقش ميگه سلامتى رفيقى كه دوماه خونمون بود ولى خواهرمو نشناخت
sizou_h
داستان شماره دو از مکتوب در دیدگاه
به سلامت
14 سال و 5 ماه و 24 روز و 6 ساعت و 3 دقيقه قبلشب به خیر
14 سال و 5 ماه و 24 روز و 5 ساعت و 56 دقيقه قبل