استاد می گوید : وقتی احساس می کنیم زمان دگرگونی است ، نا هشیارانه نوار ویدئو را به عقب بر می گردانیم تا هر شکستی را که تا حالا تجربه کرده ایم ، ببینیم.
و البته هر چه پیرتر می شویم ، لحظات دشوار زندگیمان فزونی می گیرد.اما در همان زمان ، تجربه ،ابزار بهتری برای غلبه بر آن شکست ها و یافتن راهی در اختیارمان می گذارد که به ما رخصت پیشروی می دهد.باید نوار دوم را هم در دستگاه ویدئوی ذهنمان پخش کنیم.
اگر تنها نوار ویدئوی شکستمان را تماشا کنیم ،فلج می شویم.اگر تنها نوار موفقیت های خود را تماشا کنیم در پایان خود را خردمند تر از آن چه هستیم ، می پنداریم.به هر دو نوار نیازمندیم.
مردی در یکی از دره های کوه های پیرنه قدم می زذ ،که به چوپان پیری بر خورد.چوپان او را در غذایش شریک کرد و مدت درازی در کنار هم نشستند و از زندگی صحبت کردند.
مرد می گفت : اگر کسی به خدا اعتقاد داشته باشد باید بپذیرد که آزاد نیست ، چون خداوند هر گام او را هدایت می کند.
در پاسخ ، چوپان او را به دره ی تنگ و عمیقی برد که در آن ، پژواک هر صدایی به وضوح شنیده می شد.
گفت : زندگی این دیواره هاست و سرنوشت فریادی است که هر یک از ما می کشد.آن چه انجام می دهیم، تا قلب خداوند بالا می رود و به همان شکل به طرف ما بر می گردد.
اعمال خدا ، به سان پژواک کردار ماست.