Mohammad
وقتی برگ های پاییز رو زیر پات له می کنی یادت باشه روزی بهت نفس هدیه می کردن
Mohammad
دوستت ندارم به اندازه ی اقیانوس، . چون یه روز به آخرش میرسی . دوستت ندارم به اندازی خورشید، . چون غروب میکنه . دوستت دارم . به اندازی روت که هیچوقت کم نمیشه
Mohammad
يا چنان نمای که هستی، يا چنان باش که مینمايی
Mohammad
قاصدک امد.در سکوت کامل.بر گونه هایم نشست,خبر اورده بود .از سوی چه کسی؟خبر چیست؟نگاهش کردم نگاهم کرد ,صدای زنگ امد,در را باز کردم ,اری!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!عشق من بود !!!!!!!!!!!او مدتی از پیشم رفته بود و من منتظر صدای زنگ در بودم/قاصدک زنگش را زده بود.
Mohammad
غیر از غم عشق تو ندارم , غم دیگر شادم که جز این نیست مرا همدم دیگر
Mohammad
بیا با پاک ترین سلام عشق آشتی کنیم *بیا با بنفشه های لب جوب آشتی کنیم * بیا ازحسرت و غم دیگه باهم حرف نزنیم * بیا برخنده ی این صبح بهار خنده کنیم
Mohammad
نیمه شبهایم ، سحرهایم ، دعایم مال تو / واژه های هر کلام بی ریایم مال تو / هدیه ای قابل ندارم تا که تقدیمت کنم / هدیه ی ناقابل من چشمهایم ، مال تو
Mohammad
عشق یعنی خون دل یعنی جفا عشق یعنی درد و دل یعنی صفا عشق یعنی یک شهاب و یک سراب عشق یعنی یک سلام و یک جواب عشق یعنی یک نگاه و یک نیاز عشق یعنی عالمی راز و نیاز
Mohammad
در بين تمامي مردم تنها عقل است كه به عدالت تقسيم شده زيرا همه فكر ميكنند به اندازه كافي عاقلند.
Mohammad
ما چون دو دریچه روبروی هم اگاه ز هر بگو مگوی خود هر روز سوال و پرسش و خنده هر روز قرار روز اینده عمر اینه بهشت ام اه بیش از شب و روز تیر و دی کوتاه اکنون دل من شکسته و خستست زیرا یکی از دریچه ها بست ست نه مهر فسون,نه ماه جادو کرد نفرین به سفر که هر چه کرد او کرد