mina
دلم به اندازه تمام روزهای پاییزی? گرفته است... آسمان چشمانم به اندازه تمام ابرهای بهاری? بارانی است... قلبم انگار به اندازه سردترین روزهای زمستانی، یخ زده است... اما وجودم در کوره داغ تابستانی می سوزد... چه چهار فصلی است سرزمین دقایق من......!!!!
mina
صدای پای تو که میروی ،صدای پای مرگ که می آید ،دیگر صدایی نمی شنوم!
mina
دقت کردین وقتی که خوشحالیم بالاخره یه چیزی یا یه کسی پیدا میشه که سریع گند بزنه به خوشحالیمون…..!
mina
دستهای من عاشق دستگیره ی در بود، وقتی می چرخاندم، صدای قیژش تو را نشانم می داد!
mina
زین پس تنها ادامه میدهم، در زیر باران. حتی به درخواست چتر هم جواب رد میدهم. میخواهم تنهایی ام رابه رخ این هوای دو نفره بکشم....! باران نبار من نه چتر دارم نه یار...!
mina
وقتی کوچکی دستانی هستند که اشکهایت را پاک کنند وقتی بزرگ می شوی باید دستی باشی که اشکی را پاک کنی و خنده ای بر لبی بنشانی ... و این چه زیباست ... شاید به قیمت گریستن خودت ...
mina
خدا.................... میشه بیای خصوصی کارت دارم....... میشه یه لحظه به حرفام گوش کنی؟؟؟ میشه بگی چرا هرچی شکستنیه به من دادی؟؟؟؟ حالا هم که شکسته خودت باید درستش کنی...... هم قلبمو هم بغضمو!!!!!!!!!
mina
سالهاست كه برچوبه تیرباران زندگی آویزانم، و از شلیك خبری نیست...
mina
دلم خوش نیست
غمگینم ...
کسی شاید نمیفهمد
کسی شاید نمیداند
کسی شاید نمیگیرد مرا از دست تنهایی
تو میخوانی فقط شعری
و زیر لب آهسته میگویی :
...عجب احساس زیبایی...!