mina
اون منم که عاشقونه شعر چشماتو می گفتم /هنوزم خیس می شه چشمام وقتی یاد تو می افتم... /هنوزم میای تو خوابم تو شبای پر ستاره/ هنوزم می گم خدایا کاشکی برگرده دوباره..
mina
جــناق میشکستیم میگفتیم: یادم تــــو را فرامــــوش ولی امـــــــروز تمام استخوانهـــــایم شکــــــــسته باز هم تو را فراموش نکردم...
mina
چشم هایم را به بیمارستان می برم.. نمی دانم چه مرگشان شده! هر شب در خواب جایشان را خیس می کنند...!
mina
میــــــدانی... خـــوب که فــــکر میکنمـ میــــبینم گـــاهی یـکـ شکـــلات مـــغزدار بیشــــتر میـــچسبد تآ عـــاشقانه های ایـــن عاشق های تو خــ ـ ـالی!!!!
mina
حـــــرفی نیستــ فـــقط میــ نـــویســــمـ "رفـــــــت" حســـــی کـه تـــو را دوســــت مــیـ داشـــــت....
mina
کنار پنجره سیگارمی کشید... خسته بود.... خیلی... اونقدر خسته که یادش رفت بعد از آخرین پک سیگارو پایین پرت کنه... نه خودشو...
mina
زندگي ميگذرد . . . اما . . نمي دانم چرا دائم از روي ما ميگذرد
mina
همه ی دردم این است.... یک نفر در زندگی من هست... که نیست!!!!