soheil s
آرزو می کردم تو را در روزگاری دیگر می دیدم در روزگاری که گنجشکان حاکم بودند پریان دریایی شاعران کودکان و یا دیوانگان آرزو می کردم که تو از آن من بودی در روزگاری که بر گل ستم نبود بر شعر بر نی و بر لطافت زنان اما افسوس دیر رسیده ایم ما گل عشق را می کاویم در روزگاری که عشق را نمی شناسد! -- نزار قبانی
soheil s
تا نیمه چرا ای دوست؟/ لاجرعه مرا سرکش من فلسفه ای دارم/ یا خالی و یا لبریز
soheil s
هیچ چیز مطلق نیست پس به افکار کسی نخندید چون ممکنه یه زمانی باورهای خودتون بشه
soheil s
چطور یه رابطه خراب میشه؟ هر دو فکر میکنند طرف مقابلشون گرفتاره و تماس نمیگیرن چون فکر میکنن نباید مزاحم بشن وقتی زمان گذشت هردو فکر میکنند بذار طرف مقابل تماس بگیره بعدش هرکدوم فکر میکنند که چرا من اول تماس بگیرم؟ اینجاست آغاز تبدیل عشقشون به نفرت نهایتا بدون هیچ تماسی از یاد هم غافل میشن وهمدیگر و فراموش میکنن پس تماستون رو با هم حفظ کنید و این داستان و برای همه بفرستید
soheil s
لطفــا زیاد دوستم نداشته باش! از آخریــــــن باری که دوستم داشتند تـــــــا امروز بسیــار سخــــــــت گذشت...
soheil s
عشق هایت را مثل کانال تلویزیون عوض می کنی و افتخار می کنی که عشق برایت این چنین است ... و من می خندم ! به برنامه هایی که هیچکدام ارزش دیدن ندارند ..!
soheil s
فقط پلی بودم برای عبورت ... فکر تخریب من نباش ؛ به آخر که رسیدی ، دست تکان بده .. خودم فرو می ریزم ... !!! ( او)
soheil s
زمانى که ما مدرسه مى رفتیم، یک نوع املاء بود به نام ‘املاء پاتخته اى’ ، در نوع خودش عذابى بود الیم! براى کسى که پاى تخته مى رفت یه حسى داشت تو مایه هاى اعدام در ملاءعام.. و براى همکلاسى هاى تماشاچى چیزى بود مصداق تفریح سالم..
soheil s
بعد از زلزله نسبتا یواش در شیراز اقلام ضروری اعلام شد: جادر ، زیرانداز ، یه دست ورق ، بالش پرقو ، قلیون و زغال خوبو ، تخمه ، عرق شاطره ، کولچه مسقطی ، یوخه ، کلم پلو و سالادشیرازی....!!!!!
soheil s
اگر چه دخترها از پسرها خوشگل ترند ولي پيرمردها واقعآ از پيرزنها زيباترند.!!!! بحله بحله ما آینده نگریم