soheil s
این چشارو نباید نگاه کرد! باید خوردشون کیتی پری
soheil s
هر توقعی بی قراری می آورد؛ حتــی توقع آرامــش . .
soheil s
قاصدک ! هان؟ چه خبر آوردی ؟ از کجا وز که خبر آوردی ؟ خوش خبر باشی ، اما...اما... گرد بام و در من... بی ثمر می گردی. انتظار خبری نیست مرا... نه ز یاری، نه ز دیّار و دیاری باری... برو آنجا که بود چشمی و گوشی با کس برو آنجا که تو را منتظرند ! «مهدی اخوان ثالث»
soheil s
می توان تنها شد می توان زار گریست می توان دوست نداشت ودل عاشق آدمها را زیر پاها له کرد می توان چشمی را به هیاهوی جهان خیره گذاشت می توان صد ها بار علت غصه دل را فهمید می توان... می توان بد شد و بد دید و بد اندیشه نمود! آخرش هم تنها می توان تنها رفت... با جهانی همه اندوه و غم و بد بختی... یادگاری؟! همه جا تلخی و سردی و غرور فاتحه ؟!خوب شد رفت ! عجب آدم بد خلقی بود!! ولی ای کودک زیبای دلم، آن ور سکه تماشادارد. . .
soheil s
خاطره ی جاری... دل من حالش خوشه اصلا بلد نیست بگیره,ولی خیلی تنگ میشه گاهی میترسم بمیره... اما بازم به خودش میاد و سوسو میزنه باز حیاط خلوت سینه مو جارو میزنه میگمش تا کی میخوای عاشق بشی و بشکنی,به روی خودش نمیاره ! میپرسه با منی....؟؟!
soheil s
اگر چشمانمان سرخ است،زغال غرورمان سوزاندیم تا گرم شویم دودش در چشممان رفت اگر لباسمان خاکی ست،گرد و خاک بی معرفتها روی آن نشسته اگر گرسنه ایم،غذایمان خوراک دروغگوها شده اگر تنهاییم نخواستیم با مصلحت اندیشان یکجا باشیم اگر زیاد است که برایش زیرا بسازیم ولی ما خوبیم
soheil s
الان وضعیت طوری شده که حتی واسه یه دقيقه ام میخوای از بغلِ مخاطب خاصت بیای بیرون باید زنبیل بزاری جای خودت!!!! به این برکت ...