soheil s
دختر طبقه بالائیمون دوست دخترم بود …روابط خوانوادگی خیلی خوبی باهم داشتیم … واسه عید دیدنی رفته بودیم خونشون که دوست دخترم واسمون شربت عاورد…از اونجایی هم که تو فس بوک خونده بودیم این مطلب و کرمم گرفت که امتحانش کنم.. دوست دخترم شربت عاورد و اومد جلوی من با عشوه ی خیلی خاصی گفت بفرمائید [!] امیر.. شربت و برداشتمو اروم بهش گفتم: خودتون درست کردین ؟ اونم با ناز گفت: بله ، نوش جان منم شربت و گذاشتم تو سینی گفتم نمی خورم ، مرسی سرتون و درد نمیارم ..رابطه ی خیلی خوبی بود : (
soheil s
تو کافی شاپ نشسته بودم که یهو باد شکم اومد سراغم! صدای موزیک خیلی بلند بود ، منم خودمو با بیس موزیک میزون کردم که صدای کارم رو پوشش بده! بعد چند تا تراک دیگه حالم خوب شده بود قهوه مو خوردم ویهو متوجه شدم همه دارن منو با انگشت به هم نشون میدن، که یادم افتاد تو گوشم هندزفری بود و داشتم با اون آهنگ گوش میکردم !!!
soheil s
به مامانم گفتم تشنمه رفت یه لیوان آب پرتقال واسم آورد میگم یعنی اگه از کودکی اینجور باهام برخورد میکردید الان من فوق پرفسورای فیزیک اتمی از دانشگاه آکسفورد گرفته بودم. لامصـــب میگه: هیچ پخی نمیشدی اینم ته شیشه مونده بود نمیخواستم بریزم دور
soheil s
_ منم بیام؟ ^_^ _ نه میخوایم بریم آمپول بزنیم!!! آشغال ترین نوستالژی دوران کودکی فک کن الآن بخوای اینو به گروه سنیه الف بگی! رسما شعورت میره زیره سوال
soheil s
یکی باید منو از حال و هوای شکست عخشی دراره وگرنه تا ابد باید همین چیزوشر ها رو بنویسم
soheil s
روزیکه میرفت گفت بعد یه هفته فراموش میکنی و همه چی تموم میشه معلوم نیستاین بلا رو سر چن نفر مث خودش اورده بود که این عددو بدست اورده بود
soheil s
از سعادتمندیها اینه که عشق اولت یه عوضی بی احساس تمام عیار باشه تا کاملا توجیه بشی که دیگه از این غلطها نکنی و عقلتو حاکم روابطت کنی

13 سال و 11 ماه و 21 روز و 23 ساعت و 50 دقيقه قبل
13 سال و 11 ماه و 21 روز و 23 ساعت و 48 دقيقه قبل