soheil s
این آمریکائیها و انگلیسیا اگه یه قطره خون آریایی تو رگاشون بود تا حالا صد بار کمپین تحریم ببعی رو به جرم انگلیسی حرف زدن یه گوسفند تو تلویزیون ایران رو راه انداخته بودند ...
soheil s
توی اژدها وارد میشود وقتی داشتن با قایق میرفتن به اون جزیره محل مبارزه، یکی از کسایی که واسه مبارزه اومده بود شروع کرده بود به اذیت خدمه کشتی و زنایی که مسافر بودن، بروسلی جلوش رو گرفت. یارو به بروسلی گفت تو که انقد ادعات میشه شیوه ی مبارزت چیه؟! بروسلی گفت مبارزه بدون مبارزه! پرسید ینی چی؟ گفت حالا بشت میگم! توی عمل! بروسلی گفت: اینجا تو قایق که جا نیس! بریم توی اون جزیره کوچیکِ روبرو، اونجا بجنگیم! بعد یارو رفت توی قایق نجات که دو تایی برن تو جزیره، بروسلی طناب قایق نجات رو جدا کرد انداخت تو آب. خودشم موند سر جاش، به یارو گفت: ینی این!
soheil s
میگه دست بچه رو اینجوری نکـِشین دستش ناقص میشه استخونش از جا درمیاد تاندوناش پاره میشه چلاق میشه
soheil s
طرف تو دانشگاه صنعتی شریف درس میخونه بعد تو پروفایلش تو قسمت علاقه مندی هاش زده باز و بسته کردن در یخچال! به آیندم امیدواار شدم
soheil s
با تو می شود به رؤیائی دست زد که مثل آسمان پایانی ندارد حتّی زمان هم روی علف ها دراز می کشد به تو خیره می شود و دلش نمی خواهد از آن لحظه جای دیگری برود !
soheil s
همین که هستی کا[!]ت ! دور از من .... بدون من ... چه فرقی می کند ؟ گل می خری خوب است ... برای من نیست ، نباشد ! همین که رختهایمان زیر یک آفتاب خشک می شود کا[!]ت ....
soheil s
Dont tell me.i know that i am alone......