soheil s
یه موقعی هست که هی از خودت میپرسی : اونم دلش برام تنگ میشه یا نه.. یا همینقد که دوسش دارم دوسم داره یا نه.. یا اصن بهم فکر میکنه یا نه؟؟ یه دفه گوشیت زنگ میخوره .. به جواب همه سوالات میرسی .. انگار بهترین لحظه دنیاس ...و بعضیها چه راحت این بهترین لحظاتو از ادم میگیرن ...
soheil s
یه شب سه نفر اشتباهي دستگير ميشن و در نهايت ناباوري به اعدام روی صندلی الکتریکی محکوم ميشن.... نوبتِ نفر اول میشه که بشینه روی صندلی. وقتی میشینه میگه : من توی دانشگاه , رشته الهیات خوندم و به قدرت بی پایان خدا اعتقاد دارم .... میدونم که خدا نمیذاره آدم بیگناه مجازات بشه .... کلید برق رو میزنن ... ولی هیچ اتفاقی نمیفته .... به بی گناهیش ایمان میارن و آزادش میکنن. نفر دوم میشینه روی صندلی و میگه : من توی دانشگاه حقوق خوندم ....به عدالت ایمان دارم و میدونم واسه آدم بی گناه اتفاقی نمیفته ... کلید برق رو میزنن و هیچ اتفاقی نمیفته ... به بی گناهی اون هم ایمان میارن و آزادش میکنن . نفر سوم میاد روی صندلی و میگه : من توی دانشگاه , رشته برق خوندم و به شما میگم که وقتی این دو تا کابل به هم وصل نباشن هیچ برقی وصل نمیشه به صندلی خوب بقيه داستان هم مشخصه، مسوولين زندان مشكل رو ميفهمن و موفق به اعدام فرد ميشن .... نتيجه: لازم نيست همیشه راه حل مشكلات رو جار بزنید
soheil s
و پناه میبرم به خدا از لحظه ای که بوی عطر تو از تن دیگری می آید...
soheil s
من از لب تو منتظر ي حرف تازه م تا قشنگترين قصه عالم رو بسازم