soheila
هرگز رازم را نخواهی دانست
soheila
یک نفر میاد که من منتظر دیدنشم یک نفر میاد که من تشنه بوییدنشم
soheila
چشای همیشه گریون آخه شستن نداره تن سردم دیگه جایی برا خفتن نداره
soheila
دیگه این قوزک پا یاری رفتن نداره
soheila
وقــــــتی کـــــــه تنـــــها مــیشم اشــــــک تــو چــــــشام پرمــیزنه غـــــــــم مـــــــیـاد یــواش یــواش خــــــــونــه ی دل در مــــــیـزنــــه
soheila
یــــــــاد اون شــــــب ها مـــیفتم زیــر بارون بــــــــــهــــــار تـــــــــوی جـــنگل لـــب چـــشمه مــــــی نـشـسـتـیــم مـــن و یـار
soheila
چرا وقتـی کــه آدم تنـها می شه غم و غصه اش قد یک دنیا میش
soheila
غــــــــم تـنـــهایی اسـیرت مـــیکنه تــا بـــخوای بجنبی پــــیـرت مــیکنه
soheila
آیا برده هستی؟ پس دوست نتوانی بود آیا خودکامه هستی؟ پس دوستی نتوانی داشت.
soheila
داداش مارو ببینید هر روز عصر اسمس میده آبجی سه 4 تا تخم مرغ نیمرو کن دارم میام عصرونه بخورم منم جواب میدم فدات بشم داداشی جیگر تخم مرغ 1 دقیقه ای نیمرو میشه کار هر روزمون همین شده .
soheila
یارو با بچش دعواش شده میگه اگه به خاطر یارانه ها نبود مثل سگ میکشتمت .
soheila
در ديده، سرشک و در دل، آتش