♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
در این شهر ، که همه ی <باورها> را وزن میکنند ؛ همان بهتر که سکوت کرد ...!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
" دوستت دارم " هایم را بر روی برگ های پاییزی می نویسم تا در هنگامه عبورت عشقم را فریاد زنند...
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
به من نگاه میکند... با چشمهایی که ، حواسشان پیش ِ دیگریست ...!!!!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
از قدیــــم ندیمــــــا میگفتن واســـه کســـی تب کن که برات میمیــــــره ... یکـــــم تب دارم .... برنامت چیـــــــه ؟؟؟؟
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
به احساست بیاموز نفس نکشد هوای دلها آلوده ست اینجا فاصله یک عشق تا عشق بعدی ، یک نخ سیگار است !!!!
maloo
خداحافظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظ
من علیرضا هستم
"لطفا پلک نزن" را عکاس به خودش میگوید.. وگرنه.... ...چشم های تو.... ...باز یا بسته..... اتفاق قشنگی ست......
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
دلم حوا شدن می خواهد, آدمی پیدا نیست!

14 سال و 11 ماه و 24 روز و 11 ساعت و 53 دقيقه قبل