♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
من از ماندن بیزارم مرداب سرنوشت آبی است که جریان ندارد.. رهایم کنید...
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
تن های ما تنهاست .. دلهای ما با هم ! دل، از تو لبریزست تنهای تنها هم !!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
برفي سنگين نشسته روي سرم ! اما ميگويند ، راهها همه بازند... راهها هنوز بازند... اما معلوم نيست ، اين <بازي> تا كي ادامه دارد ...!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
دستم را داغ میگذارم... که نبینمت دیـگر... تو امّا هر شب ! داغَم را تــازه میکنی ...!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
تصمیمت را بگیر با این بادی که می وزد می مانی یا می روی !!!...
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
می دانم که می آیی گفته اند اما کی؟ این را نمی دانم......!!!
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
کاش.... شبی، روزی، جایی بر لبان تو تکرار می شد.... نامم !!!...
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
دسـت و دلت نلــــــــــــــــــــــــرزه ... بزن تیر خـــــــــــــــــلاص رو !
من علیرضا هستم
چقدر دلتنگ توشدم..........وای برمن هیچ بادی نمی وزد هیچ بادی قاصدک خبر رسان تورا برایم نمی رساند وای بردل بیقرارم...وای برچشم ترم دل من به یک خبرساده هم ازتودلخوش بود
البته جسارت به کسی نشه خودم رو گفتم
14 سال و 11 ماه و 4 روز و 22 ساعت و 36 دقيقه قبلنازك آراي تن ساقه گلي كه به جانش كِشتم .. و به جان دادمش آب .. ای دريغا به برم مي شكند !!
14 سال و 11 ماه و 4 روز و 22 ساعت و 33 دقيقه قبلچرا علیرضا جان؟؟؟؟
14 سال و 11 ماه و 4 روز و 22 ساعت و 28 دقيقه قبلهیچی علی آقا ممنون
14 سال و 11 ماه و 4 روز و 22 ساعت و 25 دقيقه قبلنه کنه چیزی هست که فقط من بیخبرن؟؟؟؟
14 سال و 11 ماه و 4 روز و 22 ساعت و 23 دقيقه قبل