دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

من علیرضا هستم

من علیرضا هستم
مرد - مجرد
امتیاز: 1752.4

دنبال‌شدگان

(34 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(139 کاربر)

گروه‌ها

(5 گروه)

بازدید

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

آشفته ام آنقدر آشفته که دیگر گرمی هیچ لحنی آرامم نمی کند... .......................................

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

بغضی دارم که فقط منتظر است دل آسمان بترکد...

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

در هوای سرد امشب ، می دوند انگار بر سطر هوا دمها نفسها در میان سوزش سرمای شب قندیل می بندد غم آلوده سرودی در میان کلبه تاریک دل جاری ست ولی تاب نوشتن نیست ، دستم را به زنجیری ، صدای باد می بندد

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

هیچ کنده خشکی از ، تنفس دهان به دهان و شوک سبزنمی شود...

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

غضنفر موبایلش رو ویبره بوده میبره پیش موبایل فروش میگه موبایلم خرابه میپرسه اشکالش چیه؟ میگه: هرچی زور میزنه نمیتونه زنگ بزنه.

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

یارو میره دکتر به دکتر میگه آقای دکتر این چشم ما درد میکنه دکتر میگه بخواب رو تخت یارو میگه آقای دکتر چشمم درد میکنه چرا رو تخت؟ دکتره میگه شما به امور پزشکی وارد نیستی بخواب رو تخت بعد دکتره میگه لباساتو در بیار یارو میگه آقای دکتر چشمم درد میکنهااا دکتره میگه عزیزم شما به امور پزشکی وارد نیستی بعد یارو میگه آقای دکتر لاقل درو ببند مردم به امور پزشکی وارد نیستند فکرای بد میکنن..

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

حاج آقا برگشته میگه: خدمتت که تموم بشه میری دیگه؟ گفتم پَ نه پَ بخاطر حفظ ارزشهای نظام و آرمانهای امام راحل ۱۸ ماه دیگه تمدیدش میکنم.

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

سر ظهر از مغازه داره پرسیدم :این دور و برا رستوران هست؟ میگه میخوای غذا بخوری؟ پ نه پ میخوام ببینم اگه ظرف کثیف دارن براشون بشورم!!!

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

به مامانم میگم یه چیز بنداز رو بابا خوابه … میگه پتو خوبه؟ پ نه پ میز میز خوبه

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

نفس نفس زنون خودم رو رسوندم به اتوبوس راننده میگه می خوای سوارشی؟ پَ نه پَ اومدم سفر خوشی رو براتون آرزو کنم

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

دوتا خانم داشتند با هم صحبت می کردند. یکی شون که ازدواج کرده بوده به اون یکی میگه: فکرشو بکن دیروز یکی توی فروشگاه منو دوشیزه خانم صدا کرد اون یکی میگه: خوب بابا حق داشته دیگه، اون فکر کرده آخه کی ممکنه تو رو گرفته باشه

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

به دوستم زنگ زدم میگم ماشینم روشن نمیشه میگه استارت میزنی روشن نمیشه؟ میگم پَـــ نَ پَــــ وقتی ازش خواهش میکنم روشن نمیشه

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

تو اتوبان داشتم لایی میکشیدم،یه زانتیا اومد گفت داری لایی بازی میکنی؟؟؟ گفتم: پــ نــ پـــ دارم واست عربی میرقصم!!! گفت: دِ نـَــ دِ کنترل نا محسوس بزن بغل (ستاد مبارزه با پ نه پ واحد اتوبان)

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

من علیرضا هستم
من علیرضا هستم

@♪★☂sadaf_daryayi☂★♪ نیستی و ماهی ها دریا نمی خواهند و صدفها آغوش ساده ی این گریه می شوند...