من علیرضا هستم
خوانندگی گلشیفته در پاریس
من علیرضا هستم
مینویسم تا ابد مینویسم تا جایی که نفس میکشم از تو مینویسم از غمم از تنهایی ولی تو هم بدان همه بدانند یه خدایی دارم که تمام تنهایی من با او قشنگ و دلچسب است من حقیر نیستم من عاشقم عاشق
من علیرضا هستم
گاهی قلمم حال مرا می گیرد.......ودیگر هیچ
من علیرضا هستم
چه صامت شده ا م! انگار زبانم در خواب عمیقی فرو رفته باشد و ذهنم آنقدر بیداری کشیده که هیایو دیوانه اش کرده آی خاکستری ها! ساکت لطفا! یک قهوه می خواهم!!
من علیرضا هستم
یک شلیک می خوام مستقیم از بشت کله ام چه کسی حاضر است ماشه را بچکاند!
من علیرضا هستم
می خواهم بخوابم آرام خوابی عمیق شک دارم به بیداری بعدی ام شک دارم آفتاب فردا را ببینم
من علیرضا هستم
هیچ وقت نمی دانستم ابلیس اینقدر به من نزدیک است طوری که صمیمیترین دوست من است !!
من علیرضا هستم
خسته شدم حوصله ام پوسید بیزارم از صبر بی پاسخ
من علیرضا هستم
بوی خون میدهم وجودی کرخت و سست خسته از ماند های بیهوده کسی می خواهم خلاصم کند
من علیرضا هستم
اینجا بایست من خسته ام تو نرو . . که با تو می برند تمام زندگی را اینجا بایست به احترام یک قدم عقب گرد! من نیستم تو نرو که مبادا دروغ گویند آخر داستانم را اینجا بایست نرو وقتی من خوابم تو نرو... راستی چرا خوبی؟؟!!
من علیرضا هستم
انگار روز سرنوشتم باران میبارید آن زن در باران آمد آن دختر بی چتر در باران آمد... باران می بارد همه جا خیس است دلم خیس است مثل چشم هایم مثل چشم هایش مثل..
من علیرضا هستم
خستگی های مانده در گلو بغض های مات تپش های وحشت سرگیجه های مکرر مدام می گوید وقت ماندن نیست
من علیرضا هستم
به زبان عامیانه تر بگو .. .هنوز ذوقی متلاشی در پلک های سنگینم هست من خونمردگی های ذهنم را با اشکی سنگین میشویم خواهشی ..تمنایی.. فقط در یلدای تنهایی شولاپوشی آمد یک مسافر غریب است نران!! کمی حرف دارد با تو عامیانه تر گوش کن ! یعنی بفهم!!!!!!
من علیرضا هستم
وقتی روحم را در مزرعه ی خشک احضار میکنم ابلیس را دور مترسک ها میبینم که اسب های مست را هی میکند شیهه ی اسبها که میتازند گویی بر روحم تازانه میزنند حیران درخت های سیبم حیران خشکسالی این لحظه ها حیران عسل تلخی را که ملکه ها در کندو می خورند ارواح این مزرعه را نیش میزنند
من علیرضا هستم
مثل یک جسم علیل!افتاده ام فرش شده ام روی زمین میلرزم به خودم باران هم سر میرسد خیسم ولی لبم هنوز خشکسالی سکوت دارد برف کم کم سنگین شده چشم های یخی ام بسته نمیشود شاید نیستم! نه هستم! هنوز در یک زمستان ناجوانمرد پرسه میزند خیالم!
گلشیفته فراهانی، در جدیدترین اقدام جنجالی اش به خوانندگی با یک گروه ایرانی روی آورده است. وی با سه پسر ایرانی که گروهی به اسم «کوچ نشین» را تشکیل داده اند، همراه شده است.
15 سال و 3 ماه و 8 روز و 11 ساعت و 50 دقيقه قبلبه گزارش جهان، اعضای این گروه از ایران به فرانسه سفر و اولین کنسرت خود را در پاریس برگزار کرده اند. گلشیفته فراهانی که پس از کشف حجاب و بازی در یک فیلم هالیوودی جنجال زیادی را به راه انداخت و حتی بازگشت خود به ایران را منتفی کرد، در حاشیه کنسرتش در پاریس به بی بی سی گفت که علاوه بر همکاری با گروه کوچ نشین "با یه سری دوستان فرانسوی و یه سری دوستان خارجی اینجا یه کارایی کردیم."
وی افزود: کارهای زیادی هست که من دلم می خواهد انجام بدهم ولی من مال خودم نیستم. ما خانواده ام هستم مال مردم و مال ایران هستم!
گلشیفته فراهانی که به فرانسه پناهنده شده، در باره پاریس به عنوان محل کنسرتش گفت: اینجا شهر منه؛ زندگیه منه.
گفتنی است، گلشیفته فراهانی چند هفته پیش در مصاحبه ای با مجله مدهای نیمه پورنوی فرانسوی «ووگ» که عکس با کت و شلوار وی نیز در آن مجله درج شده بود، اظهار داشت: من از حجاب متنفرم!