دیگه وقتشو حرفامو بزنم بستشه دستام به لبممو بستشه دلم طاقت نداره نمیشه که چشمام دوباره نباره گفتم دیگه بر میگردی تمام شد دیگه فصل سردی گرم میکنی دوباره زندگیمو اما سوزوندی منو مثل هیزم مگه من تو رو دادم از دست دیگه شبا نمیخوام از ترس کابوسهات آروم میکردی منو با بوسهات اما بد خوب فراموش کرد سرد بود هوا اون شب گفتی بیا در آغوشم حالا بگو اون شبا کوشن
يه دوس پسر هم نداريم ازمون بپرسه غير از من چندتا بي اف داري؟ مام بش بگيم عزيزم با اينكه خيليا منو ميخوان اما من فقط تورو ميخوام ! بعدش اونم ذوق مرگ شه پرواز كنه و گير كنه تو پنكه سقفي تيكه تيكه شه بميره از شرش راحت شيم
اعتماد به نفست تو حلق وحید و من
14 سال و 1 ماه و 2 روز و 17 ساعت و 50 دقيقه قبلگیر نکنه
14 سال و 1 ماه و 2 روز و 17 ساعت و 48 دقيقه قبل
نه جا هست من هم نتونستم وحید پسر خاندان هست
14 سال و 1 ماه و 2 روز و 17 ساعت و 43 دقيقه قبلهههههه
14 سال و 1 ماه و 2 روز و 17 ساعت و 38 دقيقه قبل
14 سال و 1 ماه و 2 روز و 17 ساعت و 36 دقيقه قبل