حافظ
چه نا برابر است ، جنگ ِ من و تو قبول ندارم به جنگ آمده ای و تیغ عشق آوردی حساب نکردی که من به جز تو هیچ ندارم ؟
حافظ
خنــده امـ میـگیرد وقــتی پــس از مُـدت هـآ بــی خبـــری بـی آنـکـﮧ سُـراغـی از ایـטּ دل آواره بگــیری میآیی و میـگویــی : " دلــمـ برایــت تنـــگ اســت " یـا مرا بــﮧ بازی گرفتـــﮧ ای یـا معنـی واژه هایـت را خوب نمیــدانی ! دلــتنگی ات ارزآنــی خودت !!!
حافظ
درد دارند...
وقتی فقط می شود ،
از دور تو را بوسید ،
در آغوش کشید ،
بویید ...
عاشقت بود ،
اینها همه خوبند ،
ولی درد دارند......
حافظ
نمیتوانم در خیالم ، روزی را ببینم که تو نیستی من در کوچه ها آواره و سرگردان باشم و هر کسی مرا ببیند از من بپرسد در جستجوی کیستی؟
حافظ
خیلی سخته ببینی یه آهو اسیر پنجه های یه شیر شده!ولی تلخ تر از اون اینه که ببینی یه شیر اسیر چشمهای یه آهو شده!!!!!!!!!!!