sorosh
من ياد گرفته ام: مهم نيست كه در زندگي چه داري، بلكه مهم اينست كه چه كسي را داري.
sorosh
عشق رو ميشه تو دستاي خسته پدر ديد .... و توي نگاه نگران مادر ... نه تو دستاي منتظر يه غريبه ميشه مثل يه قطره اشك بعضيا رو از چشمت بندازي
sorosh
من غروب عشق خود را در نگاهت ديده ام.... من بناي ارزو ها را زهم پاشيده ام.... آنچه بايد من بفهمم اين زمان فهميده ام.... در دل خود من به عشق پوچ تو خنديده ام
sorosh
اگه يك روز فكر كردي نبودن يه كسي بهتر از بودنش چشمات و ببند و اون لحظه اي كه اون كنارت نباشه و به خاطر بيار اگه چشمات خيس شد بدون داري به خودت دروغ ميگي و هنوز دوستش داري
sorosh
یه سنگ کا[!]ت برای شکستن یه شیشه! یه جمله کا[!]ت برای شکستن یه قلب! یه ثانیه کا[!]ت برای عاشق شدن! یه دوست مثل تو کا[!]ت برای تمام زندگي
sorosh
فکر مي کرديم عاشقی هم بچگيست ... اما حيف اين تازه اول يک زندگيست زندگی چيزيست شبيه يک حباب ... عشق آباديه زيبايی در سراب فاصله با آرزو های ما چه کرد ... کاش می شد در عاشقی هم توبه کرد !!!
sorosh
بوسه بر عکست زنم ترسم که قابش بشکند.قاب عکس توست اما شیشه ی عمرمن است بوسه بر مویت زنم ترسم که تارش بشکند.تارموی توست اما ریشه ی عمر من است
sorosh
عشق کنار هم ایستادن زیر باران نیست...!!! عشق این است که یکی برای دیگری چتر شود و دیگری هرگز نفهمد چرا خیس نشد
sorosh
نور دلیل تاریکی بود و سکوت دلیل خلوت، تنها عشق بی دلیل بود که تو دلیل آن شدی
sorosh
شب برای چیدن ستاره های قلبت خواهم آمد. بیدار باش من با سبدی پر از بوسه می آیم و آن را قبل از چیدن روی گونه هایت می کارم تا بدانی ای خوبم دوستت دارم
sorosh
دوستت دارم کمتر از خدا و بیشتر از خودم چون به خدا ایمان دارم و به تو احتیاج!!
sorosh
زندگي مثل پيانو است ، دكمه هاي سياه براي غم ها و دكمه هاي سفيد براي شادي ها . اما زماني ميتوان آهنگ زيبايي نواخت كه دكمه هاي سفيد و سياه را با هم فشار دهي
sorosh
من يک نامه عاشقانه ام ، بازم کن / محتاج کمي نوازشم ، يارم باش
هر قدر که سکه اي سياهم اي دوست / در قلک سينه ات پس اندازم کن
sorosh
آن قدر عشق تو دارم که اگر آه کشم / ز لبم بوي کباب جگرم ميآيد !
sorosh
سالها دل طلب جام جم از ما میکرد وان چه خود داشت ز بیگانه تمنا میکرد
دنبال میشی
15 سال و 1 ماه و 17 روز و 20 ساعت و 16 دقيقه قبلاره
15 سال و 1 ماه و 17 روز و 18 ساعت و 43 دقيقه قبل