sorosh
من آن خاكي هستم كه خدا از نفسش در آن دميده من آن خاك قيمتيام که می خواهم تغییر کنم......... انتخاب کنم وای بر من اگر همین طور خاك باقي بمانم
sorosh
الهی توفیقم ده که بیش از طلب همدردی, همدردی کنم..
بیش از آنکه مرا بفهمند, دیگران را درک کنم
پیش از آنکه دوستم بدارند, دوست بدارم
زیرا در عطا کردن است که می ستانیم و در بخشیدن است که بخشیده می شویم
sorosh
سر تا پاي خودم را كه خلاصه ميكنم، ميشوم قد يك كف دست خاك كه ممكن بود يك تكه آجر باشد توي ديوار يك خانه يا يك قلوه سنگ روي شانه يك كوه يا مشتي سنگريزه، تهته اقيانوس؛ يا حتي خاك يك گلدان باشد؛ خاك همين گلدان پشت پنجره
sorosh
وسعت زندگی هرکس به اندازه ی وسعت اندیشه ی اوست
sorosh
شاخه هام خشکیدن ...ریشه هام از دردن...شونه هام میلرزن...استخونهام سردن...یه نفر اینجاس که....تو چهارفصلش برف میباره هنوز....خنده هات سبزه عیدن....خنده هات رو دوست دارم ...منو با خنده صدا کن....اما چرا رفتی و دروغ گفتی و تنهام گذاشتی؟
sorosh
عاشق شدن تا حدودی آسان است اما ترک عشق وحشتناک است
sorosh
مردم بهم می گن دوست داشتنت درد و رنج ِ فقط و کلی از خود گذشتگی میخاد، من ترجیح میدم درد بکشم و از خود گذشتگی کنم اما نبینم تو دوستم نداری
sorosh
بهترین احساس زمانی به من دست می دهد که به من سلام می کنی یا لبخندی میزنی حتی اگر برای ثانیه ایی، چرا که می فهمم یرای لحظه ای به ذهنت خطور کرده ام
sorosh
لذت عشق لحظه ای طول می کشد اما غم و رنج آن یک عمر
sorosh
به ما دو دست داده شده است برای نگهداشتن. دو پا برای راه رفتن. دو گوش برای شنیدن. اما چرا تنها یک قلب؟ چون قلب دیگر به فرد دیگری داده شده است که ما باید پیدا کنیم
sorosh
سخت ترین چیز این است که ببینی کسی را که دوست داری عاشق فرد دیگری است
sorosh
قلبی که عشق می ورزد همیشه جوان است