soul age
جواب ندادن هم جواب است...
soul age
عشق خود يک عذاب است اما محروم بودن از آن مرگ است...
soul age
نه تو می مانی و نه اندوه و نه هیچ یک از مردم این آبادی به حباب نگران لب یک رود قسم و به کوتاهی آن لحظه ی شادی که گذشت غصه هم می گذرد آن چنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند لحظه ها عریانند به تن لحظه ی خود ٬ جامه اندوه مپوشان هرگز...
soul age
بعضی ها ازدور می درخشند! نزدیک که می شوی یک تکه شیشه ی شکسته ای بیش تر نیستند! که باید لگدی بهشان زد تا از مسیر نور آفتاب دور شوند و چشمان دیگری را خیره نکنند و گول نزنند . . .
soul age
گاهی دلم میخواهد زودتر این دنیا به پایان برسد.با خودم میگویم چه فرقی میکند اگر دنیا به گفته آقای ایکس در کمتر از یک سال اینده نیست و نابود شود یا هم اکنون و در همین لحظه به پایان برسد! شاید بهتر باشد همین الان نابود شود تا دیگر مجبور نباشیم هرازگاهی از سر ناامیدی خودمان را به بیماری افسردگی مبتلا بنامیم.و برای خودکشی برنامه بچینیم.به زمین و زمان بد بگوییم و تمام راه ها را بن بست بنامیم. دلایلم فوق العاده بودند؟؟ اما مساله این است که فرضیه ام کاملا اشتباه است!!! (مشکلات باعث رنج و عذاب ما نیستند فکر کردن درباره مشکل عذاب آور است.)
soul age
یادمـــان باشد که همیشه ذره ای حقیقت پشتِ هر " فقط یه شوخی بود " کمی کنجکاوی پشتِ " همینطوری پرسیدم " قدری احساسات پشتِ " به من چه اصلا " مقداری خِرَد پشتِ "چه میدونم " و اندکی درد پشتِ "اشکالی نداره " وجود دارد ...
soul age
آنـــقدر زمین خــــورده ام که بـــدانم برای برخـــاستن نه دستـــی از بــُرون که همتــی از درون لازم اســت اما حــــــالا نمی خـــواهم برخیــزم می خواهــــم اندکی بیــاســـایم فـــــردا بر می خـــیزم وقـتـــی که فهمــیده باشم چــــرا زمیــــن خــــورده ام
soul age
تو کجایی سهراب؟ آب را گِل کردند ، "چشمها " را بستند و چه با " دل " کردند... وااای سهراب کجایی آخر؟ زخم ها بر دلِ" عاشق " کردند خون به چشمان" شقایق" کردند تو کجایی سهراب؟ که همین نزدیکی "عشق" را دار زدند همه جا سایه ی " دیوار" زدند تو کجایی سهراب که ببینی حالا "دل خوشی" مثقالیست، دلِ خوش سیری چند؟ صبر کن ای سهراب قایقت جا دارد؟! من هم از همهمه ی" اهل زمین" دلگیرم!!!
soul age
دکتر علی شریعتی : « کلاس پنجم که بودم پسر درشت هیکلی در ته کلاس ما می نشست که برای من مظهر تمام چیزهای چندش آور بود آن هم به سه دلیل؛ اول آنکه کچل بود، دوم اینکه سیگار می کشید . و سوم ، که از همه تهوع آور بود، اینکه در آن سن و سال، زن داشت! … چند سالی گذشت یک روز که با همسرم از خیابان می گذشتیم ، آن پسر قوی هیکل ته کلاس را دیدم در حالیکه : زن داشتم ،سیگار می کشیدم وکچل شده بودم. وتازه فهمیدم که خیلی اوقات آدم از آن دسته چیزهای بد دیگران که ابراز انزجار می کند ممکن است در خودش بوجود آید.
soul age
برای زمین هفتاد کیلو گوشت با هفتاد کیلو سنگ تفاوتی نداره! یادمون باشه کسی مسئول دلتنگیا و مشکلات ما نیست! اگر رد پای دزد آرامش و سعادت رو دنبال کنیم آخرش به خودمون میرسیم که در انتهای هرمفهومی نشستیم و همه ی چیزای تلنبارِ مربوط و نامربوط رو زیر و رو میکنیم!به نظر میرسه انسان آسانسورچیه فقیریه که چرخ تراکتور می دزده! البته به نظر میرسه! … نظر تو چیه؟
soul age
اگر لبخند میزنم،نه این است که غم ندارم،بلکه دلی بزرگتر از غم دارم
soul age
تو توی دماغ من چی کار می کنی؟ ... ... ... جنبه شوخی داشته باش! ... ... ... خواستم بگم: تو نفس منی!
soul age
پیغام گیرتلفن باباطاهر: تلیفون کرده ای جانم فدایت الهی مو به قربون صدایت چو از صحرا بیایم نازنینم فرستم پاسخی از دل برایت
soul age
شکسپير: اگه عاشق كسي شدي،بهش نچسب، بزار بره ،اگه برگشت كه مال توئه اگر برنگشت، سم كه داري، خودتو بکش!