soul age
دل كندن اگر حادثه آسان بود فرهاد به جاي بيستون دل ميكند...
soul age
با هر بهانه و هوسي عاشقت شده است ***فرقي نميكند چه كسي عاشقت شده است--- چيزي ز ماه بودن تو كم نمي شود ***گيرم كه بركه اي،نفسي عاشقت شده است--- اي سيب سرخ غلت زنان در مسير رود*** يك شهر تا به من برسي عاشقت شده است--- پر ميكشي و واي به حال پرنده اي*** كز پشت ميله قفسي عاشقت شده است--- آيينه اي آه كه هرگز براي تو ***فرقي نمي كند چه كسي عاشقت شده است
soul age
مرا ز عشق مگوييد،عشق گمشده اي ست *** كه هر چه هست ندارم!كه هر چه دارم نيست
soul age
مپرس حال مرا!روزگار يارم نيست***جهني شده ام،هيچ كس كنارم نيست
soul age
هميشه رود با خود ميوه غلتان نخواهد داشت *** به دست آور اناري را كه از دست تو خواهد رفت
soul age
خواستم نوح شوم،موج غمت غرقم كرد *** كشتي ام را شب طوفاني گرداب گرفت
soul age
لب تو ميوه ي ممنوع ،ولي لب هايم *** هر چه از طمع لب تو دل كند نشد
soul age
با چراغي همه جا گشتم و گشتم در شهر *** هيچ كس!هيچ كس اينجا به تو مانند نشد...
soul age
هر كسي در دل من جاي خودش را دارد *** جانشين تو در اين سينه خداوند نشد
soul age
خواستند از تو بگويند شبي شاعرها *** عاقبت با قلم شرم نوشتند:نشد!
soul age
به خداحافظي تلخ تو سوگند،نشد *** كه تو رفتي و دلم ثانيه اي بند نشد....
soul age
آدم خليفه تنهاي خدا روي زمين است امپراتوري كه گاهي بايد برگردد به آخرين سلاح اش ((...و سلاح او گريه است))