سـیـاوشــ
خلاصم کن از عشقهایی که گاهی هست و گاهی نیست...!
سـیـاوشــ
اين همه زخم نهان هست ُ مجال ِ آخ نيست!
پـــریســــا
ینی می بینمتون روحم شاد میشه ، شاد روان میشم : ))
سـیـاوشــ
یک گوشه ی خلوت و چند لحظه ی آرام، مثل چیزهای سادهی زندگی، همیشه هست، می شه آن را نادیده گرفت، میشه آن را آسان از دست داد و افسوس نخورد... اما در میان هیاهوی غریب، مثل یک خیال از زندگی جدا شده است و یک نیاز است؛ یک نعمت است... کتاب "ترلان" نوشته ی فریبا وفی
سـیـاوشــ
ديويدي شدهاي... ظرفيتات بالا رفته!
سـیـاوشــ
پنداري رهاييِ ميان يك دريا آب و آسمان است؛ چشمها!