سـیـاوشــ
خلاصم کن از عشقهایی که گاهی هست و گاهی نیست...!
سـیـاوشــ
حالا خداروشکر با وجود کروم دیگه نیازی به اینکه نگران بوکمارکها و رمز و یوزرت باشی نیست... فقط تنها بدی که میمونه اینه که کش باید یه بار سایتها رو دوباره بخونه از اول تا برسی به سرعت همیشه
سـیـاوشــ
بیا و با بوسههایت کویر تنم را سیراب کن… چهار سال است که بارانی نمیبارد، دقیقأ بعد رفتن تو!
سـیـاوشــ
وقتی مخالف باد میری بیشتر بنزین میسوزونی... به خاطر همینه بعضی سالا بیشتر از یه سال میگذرن
سردردهای من
چمدون توی دستت ایستادی دم در... سنگینی سیگار و حس میکنم روی لب...
سـیـاوشــ
میدونستید بعضیا تا بالشتشون خیس نشه خوابشون نمیبره؟!
سـیـاوشــ
ادم ها واژه شدن... واژه ها بی حس شدن... فرودها سقوط کردن... سقوطی ها اسقاط شدن... اسقاطی ها موندن...!
سـیـاوشــ
وقتی کنترل دست پدر میوفته و هی کانال کانال میکنه...!
سـیـاوشــ
امروز قرار بود بریم ددر... ولی خوب یکی از بچهها که میزبان هم محسوب میشد، باید میرفت چهلم... افتاد جمعه هفته دیگه...
سـیـاوشــ
صبح باید برم دکتر و اصلاً حوصلش رو ندارم
سـیـاوشــ
همه جا اسمت و بردم... یه بار اسممو نبردی...
سـیـاوشــ
تو... یه جور خوبی هستی... یه جور خوبی مستی... من! یه جایی زیر آبم... یه جور خوبی خوابم...!
سـیـاوشــ
همه گرفتار شبیم، ساقی کجایی؟