سـیـاوشــ
خلاصم کن از عشقهایی که گاهی هست و گاهی نیست...!
بازی با کلمات و دِل واژه ...
یعنی به تکرار نبودنهات به تکرار تو غمگینم ، نمیخندم نمیتونم مثله یک بغض سنگینم
بازی با کلمات و دِل واژه ...
هنوز هم، به یادت تر میشود چشمانم...
سـیـاوشــ
شما امشب زدید؟ خندیدید؟ شربت دادید؟ جشن گرفتید؟ نصف شب رفتگرا باید جمع کنن اینارو! انقدر نریزید زمین! آدم باشید
سـیـاوشــ
قضاوت کار خداست، مقایسه کار شیطان... نکن
سـیـاوشــ
شهره ی شهر مشو تا ننهم سر بر کوه
بازی با کلمات و دِل واژه ...
بخند مصنوعی، وانمود کن مست بودی
سـیـاوشــ
آن روزها که پاهایم “هم پا” داشتند مغرورانه به خود می بالیدند!