سـیـاوشــ
خلاصم کن از عشقهایی که گاهی هست و گاهی نیست...!
سـیـاوشــ
هر پرسپولیسی به من بگه شش! من برمیگردم میگم تو پوست موز بودی! اگه جواب نداد! خودمم پوس موز میشم میگم 5سال دسته 2 بودید خوش گذشت؟
سـیـاوشــ
باد كه بياد... معلوم ميشه... من ميمونم يا تو!
سـیـاوشــ
واژه به واژه... از تو به تو میرسم
سـیـاوشــ
تو خوابیدی... جهان خوابه...
سـیـاوشــ
میخوام گم بشم، تو ظلمات گیسوانت... بی ماه، بی فانوس...
سردردهای من
هيچ چي فراموش نمي شه... آدم تصور مي كنه، خيال مي كنه، آرزو مي كنه كه گذشت زمان دردها را كم كنه و چيزي رو فراموش کنه!
سـیـاوشــ
دلت که میلرزید، من با چشمام دیدم، تو تابستون... چقدر زمستونه
سـیـاوشــ
قطار رد شد و رفت... مسافرا موندن... مسافرا که برن... قطار میمونه... تو برف بارونی، قطار قلب منه، قلب شکستهی من، تو برف مدفونه...
سـیـاوشــ
مسافرا شعرن... تو برف و بارونی... قطار قلب من... چشم تو پنجرههاش... پنجرهها بستن! مسافرا خستن... ببار تا دم صبح... به فکر هیچی نباش...
سـیـاوشــ
جریان چیه چرا وقتی پول تموم میشه همه چی باهاش همزمان تموم میشه؟
سـیـاوشــ
هنوز کلی وقت داریم... کلی ثانیهها تو راست
سردردهای من
متنفرم از خاطره هایی که وقتی بهشون فکر میکنم بعد به خودم میگم وای من چقدر خر بودم
سـیـاوشــ
دنیا بی چشمهات؟ شوخی میکنی؟