سـیـاوشــ
خلاصم کن از عشقهایی که گاهی هست و گاهی نیست...!
مصاحبه
آخ آخ آخ پدربزرگ یادش بخیر هرچند مدت کمی رئیس قبیله هاتاناما شد ولی در دوران ریاستش کارهای بزرگی کرد از جمله "چادر مهر" که برای جوونای دم بخت بود و در حد یه وعده باقی موند یا "بارانه" که در مواقع خوشکسالی نفری یه کاسه آب بارون بهشون تعلق می گرفت.البته کارهای دیگه ایم کرد مثل "سوار جنگنده با بد حجاب" "انجمن 5+تبر" و... ولی با این همه کار هنوز خودشو رئیس نمی دونست و واسه همینم به زور 4 سال دیگه رئیس موند تا شاید احساس رئیس بودن بکنه و بدشم که رفت قبیله ی توتوناوا و متواری شد...
سـیـاوشــ
جالبیش اینجاست بابا میگه من که میگم میگن نه... ببین چه پدری دارم چه جور پشتمو گرم میکنه
سـیـاوشــ
Remember only God can judge us ... Forget the haters cause somebody loves ya
سردردهای من
حالا چون قاطی آدما شدی، فکر میکنی آدم شدی؟
سـیـاوشــ
من پر از پروا هستم، پر از ترس...
سـیـاوشــ
غذایی که بعدش سیگار نکشی که جذب بدن نمیشه
سـیـاوشــ
سیگاری که بعدش چایی نباشه که سیگار نیست
سـیـاوشــ
امشب صبح نمیشه... وای به حال فردا...
سـیـاوشــ
زنگ زده میگه کت شلوار خریدی؟ چون این قضیه رو هیچکس نمیدونه با تعجب گفتم نه واسه چی؟ گفت واسه عروسی من دیگه، 20روز دیگست!
سـیـاوشــ
تو روم حرف بزن، ولی پشت سر نه...