سـیـاوشــ
خلاصم کن از عشقهایی که گاهی هست و گاهی نیست...!
سـیـاوشــ
بکشیدم بیرون، تا نکشتتم خاطرات
سـیـاوشــ
یه بار با موتور رفتم دنبالش... اوج رد کردن خط قرمز بود برام تو سن 18سالگی، بدون گواهینامه و بی اجازه موتور بابا رو برداشتن و رفتن تو شهر دنبال یه دختر و سوارش کردن...!
سـیـاوشــ
حالا اینکه قراره بریم شمال همونقدر خوبه، که بشنوم اونا قراره هم سفرمون باشن بد...
سـیـاوشــ
وقتش که برسه همه چی یا درست میشه یا نابود میشی بی هیچ دلیلی
سـیـاوشــ
مرد ایده آل یه مرد مرده است...
سـیـاوشــ
آدم کتاب میخونه که زندگی کردن رو یاد بگیره و گر نه فرقش با اسکنر کامپیوتر چیه؟
سـیـاوشــ
ارزش رفاقت به وقت و معرفتیه که براش گذاشتم
سـیـاوشــ
یه لحظه داشتنت، میارزه به همهی این نبودنهات
سـیـاوشــ
آدمی که دل نداشته باشه، دوست داشتن رو نمیفهمه حالا هزار بیت عاشقانه، از حفظ باشه
سـیـاوشــ
منظورت چیه؟ +من زورم یه فکره
سـیـاوشــ
دارم جدول فروش فیلمهارو نگاه میکنم... انقدر دلم خنک شده فیلم طنز چه خوبه که برگشتی تو یه ماه، 90% فروش برف روی کاج ها که 2ماهه رو پرده است رو آورده! ... فیلم مسخره ای بود این برف روی کاج ها! حیف پول و وقت که روز اول اکرانش دو ماه پیش پاشدیم رفتیم سینما...! در حق قاعده تصادف هم نامردی شده! فیلم خوبی بود