سـیـاوشــ
خلاصم کن از عشقهایی که گاهی هست و گاهی نیست...!
سـیـاوشــ
تو یادت رفته که توی چه حالی، کنارت بودم و زخمهاتو بستم
سـیـاوشــ
باید دست برداشت از دست روی دست گذاشتن
سـیـاوشــ
صبح خسته از مسافرت رسیدیم، خواستیم مثلن بخوابیم استراحت کنیم... این دوتا بچههای همسایه زنگ و در انقدر زدن که درشونو باز کردیم اومدن تو...
سـیـاوشــ
بعضی وقتا به یه نقطه ای میرسی که دیگه نمیتونی بری سرخط... همون جا تموم میشی...
سـیـاوشــ
ارزش واقعی هر انسان برابر با تعداد دفعاتی است که میمیرد... ارزش واقعی هر انسان برابر با تعداد دفعاتی است که به دنیا میاید