سـیـاوشــ
خلاصم کن از عشقهایی که گاهی هست و گاهی نیست...!
سـیـاوشــ
حاصل خیره شدنها در آیینه آیا دو برابر شدن غصه تنهایی نیست؟!
سـیـاوشــ
عکس هادی ساعی تکواندوکار سابق کشورمان بر روی بنری بزرگ در بیرون از سالن مسابقات دیده میشود
سـیـاوشــ
برام هیچی دیگه اصلاً مهم نیست
سـیـاوشــ
هرجا که سایه ای باشه قطعا" نوری هم هست ... و احمق اونیه که سال ها رو به سایه بیاسته ... و حتی یک لحظه هم به پشت سرش نگاهی نندازه
سـیـاوشــ
نه شب عاشقانه است... نه رویا قشنگه
سـیـاوشــ
آخه شبها جای خواب، تو چشام دریای آبه...
سـیـاوشــ
فرقی نداره وقتی، ندونی و نبینی... غصه ات میگیره وقتی، میدونی و میبینی
سـیـاوشــ
هم صحبت شبهام، همین 4دونه دیواره...
سـیـاوشــ
صدای خنده رو هیچکس نمیشنوه از این خونه
سـیـاوشــ
آفتاب رفته، پنجره رو بستی، یه نگاه توی شهر با تمام چراغهای روشن شده، یه ذهن که از فکر خسته شده، یه آدم که بریده، یه زندگی رو به اتمام
سـیـاوشــ
تابش آفتاب، از پنجره به درون اتاق... یه نگاه خسته از بالا به تمام شهر... یه ذهن درگیر... یه آدم خسته... یه زندگی سخت