سـیـاوشــ
خلاصم کن از عشقهایی که گاهی هست و گاهی نیست...!
سـیـاوشــ
بی سبب نیست چنین فریادم، بی گناه در دام عشق افتادم... چه درست و چه غلط! زندگی هم خودم، هم تورو بر باد دادم
سـیـاوشــ
تو که همدردی، مرا یاری بده! به من عاشق امیدواری بده! ، تو به من قول وفاداری بده...
سـیـاوشــ
ما سزاوار اگر گریانیم، اینچنین خسته و سرگردانیم! ما دانسته به دام افتادیم! چرا از عاشقی رو گردانیم؟
سـیـاوشــ
من افسرده ی دل خسته را، دوباره به خنده عادت بدهی
سـیـاوشــ
دم رفتن فقط کسی بهم گفت سفربخیر! که برام غریب و ناشناخته بود...
سـیـاوشــ
ما تهرانیم! از خوزستانی ها میخوام حتماً برن استقبال عبدولی، حتماً هم برن
سـیـاوشــ
من از خدامه بکشم نازتو، تا بشنوم یک لحظه آوازتو...
سـیـاوشــ
بدن انسان به یه دکمه ی اساسی نیاز داره به نام Empty Mind
سـیـاوشــ
مثال زنبوری؛ نیشت به راه؛ نوشت به راه!
سـیـاوشــ
دوستت دارم آن قدر که نفس کم می آورم!