سـیـاوشــ
خلاصم کن از عشقهایی که گاهی هست و گاهی نیست...!
سـیـاوشــ
رو مخ میدونی ینی چی؟ همونه
سـیـاوشــ
تلویزیون هم میبینی؟ +بله ... بیشتر کی میبینی؟ +وقتی از اتاق به سمت آشپزخونه در حرکتم و میخوام چایی بریزم
سردردهای من
شب ِ غمگيني در پيش است... باد تا صبح... باران تا صبح!
سـیـاوشــ
پاشم برم حموم و حاضر بشم که برم پیش بچه ها
سـیـاوشــ
آنقدر مهربان بود برای اینکه مردم در زمستان سرما نخورند, سرشان کلاه میگذاشت و در فصول دیگر کلاهشان را بر میداشت.
سـیـاوشــ
از خوبی های ماه رمضان برامون میگی؟ +یکی از خوبیهاش اینه که واسه شب زنده داریهامون غر نمیزنن