سـیـاوشــ
خلاصم کن از عشقهایی که گاهی هست و گاهی نیست...!
سـیـاوشــ
چرا ساکتی؟ ... چشمام دارن حرف میزنن! نمیبینی خیسن؟
سـیـاوشــ
چی شد که بریدی؟ +ازم برید
سـیـاوشــ
نذاشتن با تو خوش بخت ترین بمونم ... نذاشتن
سـیـاوشــ
شما چند سال پیش ساعتتون یخ زده؟
سـیـاوشــ
عشق نیست... حال تو ویرونه
سـیـاوشــ
جای خالی تو سرده... مثل دست من که تنهاست
سـیـاوشــ
از چشات معلومه... چرا نمیگی؟
سـیـاوشــ
نگو چون عاشقه مجبوره... نگو...
سـیـاوشــ
من بچه بودم حرف نمیزدم! بردمن کلی دوا دکتر تا ببینن چرا به حرف نمیوفتم! از دکتر گوش بگیر تا هرچی! همه هم میگفتن مشکلی ندارم! هنوزم فکر میکنم یه روز دوباره سکوت میکنم! برای همیشه...